دادگاهی در تهران، محمدهادی (مصطفی) بردبار، نوکیش مسیحی زندانی در زندان اوین تهران را به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

دادگاهی در تهران، محمدهادی (مصطفی) بردبار، نوکیش مسیحی زندانی در زندان اوین تهران را به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

به گزارش وبسایت هرانا، این حکم روز چهارشنبه (۹ مرداد-۳۱ جولای) از سوی پیرعباسی، رییس شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به شیما قوشه، وکیل آقای بردبار ابلاغ شده است.

این نوکیش مسیحی ۲۷ ساله روز ۷ دی ماه ۹۱ و هم‌زمان با مراسم کریسمس و آغاز سال نوی میلادی در یک کلیسای خانگی در شمال تهران بازداشت شد. در جریان یورش ماموران به این کلیسای خانگی، حدود ۵۰ نوکیش مسیحی دیگر نیز در همان مکان برای چند ساعت بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته بودند.

محمدهادی بردبار که اهل رشت است، پیش از این نیز در در سال ۸۸ به اتهام گرویدن به مسیحیت و حضور در کلیسای خانگی در این شهر، توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود.

دو هفته پیش از این، در روز ۲۴ تیرماه نیز مریم نقاش، نوکیش مسیحی که به اتهام تبلیغ مسیحیت به ۵ سال حبس محکوم گردیده بود، جهت سپری کردن دوره‌ی محکومیت خود روانه‌ی زندان اوین شده بود.

در خرداد ماه سال جاری نیز چهار زندانی مسیحی در شیراز به نام‌های همایون شکوهی غلام‌زاده، وحید هکانی، مجتبی علاء‌الدین حسین و کوروش پرتوی، هر کدام به ۴۴ ماه زندان محکوم شدند.

هم‌اکنون، حدود ۲۰ نفر از مسیحیان ایران در زندان‌های تهران، کرج، اصفهان، شیراز و اهواز یا در بازداشت موقت به سر می‌برند و یا در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند. از جمله‌ دیگر زندانیان مسیحی می‌توان به فرشید فتحی، علی‌رضا سیدیان،، بهنام ایرانی، سعید عابدینی (کشیش ایرانی-آمریکایی)، کشیش فرهاد سبک‌روح و همسرش شهناز جیزان، ناصر ضامن دزفولی، داود علیجانی، محمدرضا فرید، سعید صافی و حمیدرضا قدیری اشاره کرد.

از سوی دیگر از روز یکم خردادماه، کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران، یک روز پس از هجوم ماموران اطلاعات سپاه، با دستور این نهاد اطلاعاتی تعطیل شد. رهبران کلیسای جماعت ربانی در ایران با فشار نیروهای امنیتی مبنی بر ممنوعیت ورود مسیحیان غیرارمنی و آسوری به این کلیسای قدیمی و نیز عدم برگزاری جلسات دعا به زبان فارسی روبه‌رو شده بودند.Mostafa-Bordbar-300x300

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

دستور اطلاعات موجب تعطیل جلسه هفتگی کلیسای مرکز شد

دستور اطلاعات موجب تعطیل جلسه هفتگی کلیسای مرکز شد

on 30 فروردين 1392.

مامور حکومت به این بهانه خواهان تعطیلی سرویس هفتگی کلیسا شده بود که آن روز مصادف با «سوگواری فاطمیه» است! مسیحیان ایران نگران فشارهای روز افزون بر کلیساهای رسمی کشور هستند و این درخواستها را بهانه جوئی می دانند.

به گزارش خبرنگاران شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از منابع مسیحی پایتخت، روز یک شنبه این هفته ( 26 فروردین برابر 14 آپریل 2013) جلسه سرویس هفتگی کلیسای جماعت ربانی مرکز به خاطر دستور تلفنی نیروهای امنیتی  تشکیل نشد و درهای کلیسا بسته ماند.

این منابع به خبرنگار اف سی ان گفتند: چند روز قبل از یکشنبه  یکی از ماموران شناخته شده رابط اطلاعات سپاه و ارشاد اسلامی به نگهبانی کلیسا زنگ زد و این دستور را ابلاغ نمود. او به این بهانه خواهان تعطیلی سرویس هفتگی کلیسا شده بود که آن روز مصادف با «سوگواری فاطمیه» است!

فاطمیه رسم جدید مراجع مغبون قم

توضیح اینکه «فاطمه» دختر محمد پیامبر اسلام است. روایتهای متعددی درباره نحوه مرگ او در بین مسلمانان وجود دارد. در حالی که بیشتر مسلمانان اعتقاد دارند او به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، برخی مسلمانان به ویژه شیعیان معتقدند که او در اثر ضربات مشکوکی که عوامل «عمر» خلیفه دوم مسلمانان بر او وارد آورده کشته شده است.

در هر صورت این فقط یک روایت است که حتی بین علمای شیعه نیز بر سر آن توافقی قطعی وجود ندارد. هرچند برگزاری مراسم فاطمیه حدود صد سال است که به ابتکار پادشاهان قاجار  در ایران وجود دارد،  اما سوگواری فاطمیه به دلایل سیاسی  در ۱۳ سال اخیر با تحولات مهمی مواجه شد. چند مرجع تقلید شیعه ساکن قم که اکنون متوجه شده اند تا چه حد حکومت جمهوری اسلام باعث بی اعتبار شدن شعائر دینی خود آنها در بین مردم می باشد، به فکر افتاده اند که با عمده کردن فاطمیه بدلی برای عاشورا ایجاد نمایند. عاشورا و محرمی که حالا دیگر کاملا توسط حکومت و مداحان و آخوندهای کارمند حکومت مصادره و ابتکار عملش از دست آنها خارج شده است.

اوج فعالیت  مراجع تقلید سالخورده قم برای این منظور نتیجه اش آن شد که  در تابستان 1378 دولت محمد خاتمی لایحه «تعطیل رسمی فاطمیه» را به مجلس اسلامی برد و تصویب آن را گرفت. به این ترتیب از آن پس این روز تعطیل رسمی اعلام شد.

فشار بر کلیسا ی عیسی مسیح به هر بهانه

منابع مسیحی اضافه می کنند: البته کاملا واضح و روشن است که عنوان کردن این دلایل برای تعطیل کردن جلسه پرستشی یک کلیسا بهانه ای بیش نیست. برای قرنها مسیحیان ایران در کلیساهای رسمی خود با احترام کامل به عقاید مذهبی مردم دیگر و پیروان دین اسلام و به ویژه شعائر دینی مذهب تشیع، به عبادت و پرستش خدای یگانه پرداخته اند و هرگز مشکلی پیش نیامده است.

آنها  این سوال را مطرح می کنند که حالا چطور شده که ناگهان دستگاه امنیتی وابسته به بیت رهبری یعنی سازمان اطلاعات سپاه و ارشاد اسلامی دولت مسئله دار احمدی نژاد یک باره به این فکر افتاده اند که باز بودن کلیساهای رسمی و شناخته شده در تهران و چند شهر دیگر مغایر عزاداری برای دختر پیامبر اسلام است؟

رهبران مسیحی معتقدند: شکی نیست که ماجرا ادامه همان فشارهای گذشته بر کلیساهای رسمی و ساختمانی است که در دو سال گذشته از سوی حکومت مورد شدیدترین بدرفتاری و کنترلها قرار گرفتند.

از دی ماه سال 1390 با هجوم و تعطیلی کلیسای جماعت ربانی اهواز هجوم رسمی حکومت و دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی وابسته به آن علیه کلیساهای رسمی و ساختمانی کشور آغاز شد و تا کنون نیز ادامه دارد. تعطیلی دائم کلیسای جماعت ربانی جنت آباد در تهران، تعطیلی موقت کلیسای انجیلی عمانوئیل تهران و جلوگیری از ورود مجدد کشیش و مشایخ فعال آن به کلیسا، پس از بازگشائی، گذاشتن ماموران ثابت در کلیساهای حوزه اسقفی  اصفهان و شیراز برای کنترل ورود و خروج اعضا و بازدید کنندگان به جلسات و بالاخره اجبار برای ارائه کارت ملی و ثبت مشخصات ایمانداران حاضر در جلسات کلیسائی، نشانه های آشکاری از این فشارهای روز افزون هستند.

دستور تعطیلی کلاسهای آموزشی مخصوص نو ایمانان و کتابفروشی انجیل و کتب مسیحی فارسی زبان در کلیسای جماعت ربانی مرکز، بستن جلسات هفتگی در روز تعطیل جمعه و انتقال آن به روز کاری یک شنبه و احضار و اخطارهای مکرر و پی در پی رهبران و خادمان آن کلیسا، نشانه های روشنی برای این است که عزمی جدی از سوی حکومت برای در دست گرفتن سکان کنترل کلیسای جماعت ربانی و یا تعطیل آن وجود دارد.

بسیاری از رهبران مسیحیان ایران اکنون به  ادامه این وضع به شدت انتقاد دارند. آنها نگران هستند که تعطیلی جلسات رسمی عبادت خداوند در کلیساهای رسمی و دارای مجوز به بهانه های مختلف نشانه ای از عزم جدی تر حکومت اسلامی برای محدود کردن هرچه بیشتر کلیساهای مسیحی و درنهایت بستن در آنها برای همیشه باشد. پروژه ای که  محمود احمدی نژاد رئیس دولت  8 سال قبل در آغاز دوره زمامداریش وعده آن را داد.

احمدی نژادی  که حالا پس از هشت سال خود حکومتی ها می گویند  فاسد است و همکارانش  را منحرف می خوانند

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

حمله به کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران و بازداشت مسیحیان

حمله به کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران و بازداشت مسیحیان

on 31 ارديبهشت 1392.

گفته می شود در این یورش سازماندهی شده حداقل ده نفر از جمله کشیش «روبرت آسوریان»  رهبر گروه الهیات مسیحی آن کلیسا بازداشت شده اند. از جزئیات یورش و دستگیریهای امروز و محل نگهداری بازداشت شدگان هنوز اطلاعات دقیقی در دسترس نیست.

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از منابع مسیحی پایتخت، ساعت 11 صبح امروز سه شنبه 31 اردیبهشت ماه ( 21 ماه می 2013) ماموران امنیتی و اطلاعاتی با یورش به کلیسای جماعت ربانی مرکز واقع در خیابان طالقانی حداقل یک کشیش و کارکنان این کلیسا و همه کسانی را که در محل حضور داشتند با خود به مکان نامعلومی منتقل کردند.

ماموران پس از بازرسی دفاتر و اتاقهای کلیسا برخی اوراق و مدارک ، کتابها و برخی وسایل را نیز با خود از محل خارج کردند.

اخبار تائید شده حاکی از بازداشت کشیش » روبرت آسوریان» معلم و مسئول گروه الهیات مسیحی کلیساهای جماعت ربانی می باشد. برخی منابع بازداشت «کشیش سورن» رهبر کلیسای جماعت ربانی را نیز محتمل می دانند. زیرا ایشان معمولا در این ساعت از روز در دفتر خود شان در کلیسا هستند. در کلیسای مرکز روزانه  حدود پانزده نفر مشغول به خدمت هستند که خداقل ده نفر آنها همیشه حضور دارند.

این حمله از مدتی  قبل قابل پیش بینی بود. چند روز پیشتر رهبران کلیسا برای تبادل نظر و توضیح برخی امور به نهادهای امنیتی فرا خوانده شده بودند. با توجه به درخواست قبلی آنها برای آزاد کردن کشیش فرهاد سبک روح و همسرش ، به آنها گفته شده بود که اگر خودشان داوطلبانه کلیسای مرکز را ببندند، بلافاصله کشیش سبک روح و همسرش آزاد خواهند شد.

در روز 14 اردیبهشت (4 می 2013) کشیش» فرهاد سبک روح»  به همراه همسرش خانم «شهناز جیزان» رهبران کلیسای جماعت ربانی اهواز به دادگاه انقلاب اهواز احضار و مجددا بازداشت شدند. گفته شد بازداشت مجدد این زوج در پی تائید حکم یک سال زندانشان از سوی دادگاه تجدید نظر بوده است.

به احتمال زیاد به دلیل جواب رد رهبران کلیسای جماعت ربانی مرکز به درخواست ماموران امنیتی یورش امروز سازماندهی شده است.

کلیسای جماعت ربانی ابتدا  سال 1955 میلادی ( 58 سال قبل)  در خانه مسکونی یکی از رهبران آن شروع به کار کرد. کم کم این کلیسا که بر اساس آموزه های مسیحی پرشدن از  روح القدس بنیاد شده بود پیشرفت کرد و عده زیادی جذب آن شدند. از این رو ابتدا در نقاط مختلف تهران و بعد چند شهرستان کشور ساختمانهائی را تهیه کردند و کلیساهای رسمی را به ثبت رساندند.

در سالهای پس از انقلاب اسلامی سال 1357 رهبران انقلابی و اسلامی همواره در جهت تضعیف این کلیسا از طریق تهدیدات گوناگون اقدام می کردند. اما در دوسال گذشته فشار بر روی این کلیسا افزایش یافت. مسئولان حکومت از رهبران کلیسای مرکز خواسته اند که از پذیرش مسیحیان غیر قومهای ارمنی و آشوری در کلیسای خود خودداری کنند.

هنوز بسیاری از جزئیات یورش و دستگیریهای امروز و محل نگهداری بازداشت شدگان  اطلاعات دقیقی در دسترس نیست

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

نتیجه هدف خدا در روز پنطیکاس چه بود ؟! عملکرد این هدف امروزه چگونه عمل می کند ؟

نتیجه هدف  خدا در روز پنطیکاس  چه  بود ؟! عملکرد این هدف امروزه چگونه عمل می کند ؟

دوستان  روز پنطیکاس نشان از شکستن دیوار جدایی بین خالق ، مخلوق ، پدر و  فرزند می باشد . از آن روز به بعد قدرت و اقتدار روح القدس در پیروان مسیح  عمل کرده و بارها در طول تاریخ کلیسا ایماندان راستین مسیح این تجربه عظیم و شیرین را لمس و دریافت نموده اند  . این قدرت و اقتدار فقط و فقط برای جلال نام خداست  که نشان از بودن روح حیات در انسان است و این روح حیات از خدای خالق است .  اگر کلام خد ا را از کتاب اعمال رسولان به بعد مطالعه و تعمق نمایم ، متوجه  خواهیم شد که همان روح خدا که در مسیح بود و عمل می کرد ،طبق وعده خدا در  شاگردان مسیح ساکن شد تا ادامه نقشه و کار خدا توسط پیروان مسیح تا  امروز و تا بازگشت ثانویه مسیح انجام گیرد . بهمین منظور تعلیم و شناخت این  اقتدار و قدرت و استفاده از آن برای پیروان عیسی مسیح خداوند بسیار مهم  است. باید  بدانیم که این قدرت و عطایا برای پیشبرد ملکوت او در نجات دیگر  فرزندان پدر آسمانی باید بکار گرفته شوند نه شخصی و ملکی .
کلام خدا در  قرنتیان اول  باب ۱۲ می فرماید: هرکس  را ظهور روح بجهت منفعت عطا می شود،  یعنی روح القدس به هر ایمانداری یک و  یا چند عطیۀ روحانی هدیه می کند. چرا  روح القدس این برکات را به  ایمانداران می بخشد؟ دلیل این امر منفعت همۀ کلیسا است.اول اینکه هر ایماندار مسیحی از یک یا چند عطای  روحانی برخوردار است، و یا منظور از هر  کس اینست که هر ایمانداری که عطای روح القدس را داشته باشد، آن عطا را به  منظور پیشبرد نقشه نجات دیگران از هلاکت به حیات ابدی ، دریافت کرده است.   
اما این قدرتها و عطایای  روح القدس کدامند؟  در رومیان ۱۲: ۳-۸؛ اول قرنتیان ۱۲: ۲۸؛ و افسسیان  ۴:  ۱۱، پولس رسول تعلیم عالی در زمینه عطایای روح القدس به ما می آموزد .  نخستین عطیه ای که پولس معرفی می کند کلام حکمت  است. همه عطایا مهم  هستند ولی پولس اولین آن را با عطیه حکمت شورع می کند . «کلام حکمت» با  داشتن حکمت معمولی که از تجربه و تعلیم بدست آمده و  حکمتی که اگر کسی از  خدا تقاضا کند بوی داده می شود (یعقوب ۱: ۵)، متفاوت  است. «کلام حکمت»  عبارت است از حکمت خاصی که بواسطۀ روح القدس به جهت حل  مسائل روحانی کلیسا  بخشیده می شود. پس متوجه می شویم که این عطا بسیار مهم و بنیادی بر  ایمانداران است . چه زیباست در دعاهایمان اولین عطایا را برای جلال نامش و  پیشبرد ملکوت نور » کلام حکمت » باشد .
عطای دوم کلام  علم است که  عبارت است از علم و آگاهی خاصی و مافوق الطبیعه ای در مورد  مسئله و یا مشکل  خاصی به جهت حل آن. مثلاً اگر کسی بیماری و یا گرفتاری  روحانی داشته باشد،  روح القدس ممکن است به یکی از براردان و یا خواهران  «کلام علم» عطا کند تا  کلیسا به عمق مسئله پی برده، برای حل آن اقدام کند.  و یا اینکه ممکن است  کسی در گناه مخفی زیست می کند. و گناهان او باعث  بیماری بدن کلیسا گردیده  باشد. در این صورت، روح القدس ممکن است به یک یا  چند نفر از اعضای کلیسا  «کلام علم» هدیه کند تا اینکه بتوانند با مسئلۀ  مذکور روبرو شده، آن را حل  کنند (اعمال ۵: ۱-۱۱). پس این عطا هم جایگاه  دوم را دارد . 
   
عطای سوم،» ایمان  »  است. لازم به تذکر است که عطای ایمان، با ثمره روح القدس » ایمان »   متفاوت می باشد.  در  اینجا منظور از عطای ایمان، تجهیزی است که خدا به  بعضی از ایمانداران خود  به منظور انجام اعمال و کارهایی که نیازمند ایمان  خاصی است عطا می فرماید.  بعنوان مثال، اگر ایمانداری محتاج به چیزی مثلاً  پول، شفا، کار، مسکن، و یا  غیره باشد؛ روح القدس ممکن است یک یا چند نفر  از ایمانداران را با «عطای  ایمان» مجهز کند تا اینکه ایشان به کمک «عطای  ایمان» بتوانند برای آن برادر  یا خواهر دعا کنند و یا ایشان را تقویت و  تشویق نمایند. معمولاً این عطای  ایمان، بیشتر نه به خاطر نفع شخصی، بلکه  به جهت منفعت دیگر اعضای کلیسا  بخشیده می شود (مرقس ۱۱: ۲۲-۲۳). پس در  چایگاه خود این عطیه هم بسیار مهم و ضروری است
چهارمین مورد از عطای روحانی نعمتهای  شفا دادن  می باشد. این عطای روحانی جهت شفا دادن افرادی که بیمارند و یا  صدمه دیده  اند داده می شود. زمانی که این عطای روحانی بکار برده شود، فرد  بیمار بطور  معجزه آسا و بدون نیاز به پزشک و دارو و غیره شفا می یابد و  روح القدس تنها  عامل شفای آن فرد بیمار خواهد بود. در بعضی مواقع، جهت  شفای فرد محتاج،  ممکن است دو عطیۀ «ایمان» که خدا آن بیماری را شفا خواهد  داد و عطیۀ  «نعمتهای شفا دادن»؛ باهم درکار باشند. 
 
 پنجمین عطیه، عطای قوّت  معجزات  است. این عطا با نعمت شفا دادن امراض متفاوت می باشد. در عهد  جدید، «قوت  معجزات» بیشتر در مواقع بسیار خاص و به جهت تنبیه و متألم  ساختن و یا حتی  صدمه رساندن به فردی داده شده است. مثلاً، ممکن است «قوت  معجزات» جهت کور  ساختن، لال ساختن و یا حتی کشتن خائنین و مزاحمین بکار  گرفته شود (اعمال ۵:  ۵؛ ۱۳: ۶-۱۲). باید توجه داشت که حتی در این موارد،  «قوت معجزات» به جهت  بنای کلیسا و بخشیدن نعمات و برکات داده می شود.  مثلاً زمانی که عیسی مسیح  برروی زمین و بصورت یکی از ما انسانها در میان  ما زندگی می کرد، از قوت  معجزات جهت تبدیل آب به شراب و خوراک دادن به  هزاران نفر استفاده نمود  (مرقس ۶: ۳۰-۴۴؛ یوحنا ۲: ۱-۱۱).
از ششمین عطایای روح القدس عطای نبوت است. این زمانی است که شخصی کلام خاصی از سوی خدا دریافت می کند و یا دربارۀ وقایع آینده پیش گویی و پیش بینی می نماید. 
هفتمین عطیۀ ، عطای تمیز  ارواح  است. عطای «تمیز ارواح» جهت شناختن و تشخیص ارواح ناپاک و آزاد  ساختن  کسانی که در بند و مورد آزار این ارواح قرار دارند، مورد استفاده  قرار می  گیرد. همچنین این عطیه ممکن است به منظور تشخیص و مقابله با  کارهای شیطان  مورد استفاده قرار گیرد (متی ۲۴: ۲۴؛ دوم قرنتیان ۱۱:  ۱۳-۱۵).
هشتمین عطیۀ ، عبارت از اقسام  زبانها،  یعنی تکلم به زبانهای دیگر است (اول قرنتیان ۱۴: ۲). این عطیه  دارای دو  جنبه و دو شکل می باشد. یکی قدرت تکلم به زبانهای مردم کشورها و  زبانهای  دیگر است (اعمال ۲: ۴-۱۲). جنبه دیگر این قوت، تکلم به  زبانهای  غریب و ناشناخته است، و بوسیلۀ دانش طبیعی قابل درک نمی باشند  (اعمال ۱۹:  ۶؛ اول قرنتیان ۱۴: ۲، ۹، ۱۹) در هر  صورت، کسانی که عطای زبانها را دریافت  کرده اند، بوسیلۀ قوت روح القدس قادر  به تکلم به زبانهایی که نیاموخته  اند خواهند بود. 
این  روح القدس است  که از زبان و بوسیلۀ دهان گوینده ای که عطای زبانها را  دارد، تکلم می کند.  ولی متکلم به زبانها، بردهان و زبان خود کنترل داشته و  قادر است که در  مواقع مناسب و لازم، به زبانها تکلم کند. زمانی که فردی  به زبانها تکلم می  کند، افراد حاضر و شنوندگان، از حضور روح القدس بهره  مند شده، از حقیقت  حضور روح خدا درمیانشان برکت خواهند گرفت. تکلم به  زبانها، جیغ کشیدن و یا  تکرار عبارات «من درآوردی» نیست، بلکه گویش به  زبانهای غریبی است که روح  القدس به گوینده عطا می فرماید. دوستان در این  باب تجهیز پیشنهاد می کنم حتما رساله اول قرنتیان باب چهارده را عمیق  مطالعه کنید تا در این باب عطیه  با تعالیم اشتباه به باورهای غلط و  متاسفانه مضر برای کلیسا ، دچار نگردیم .
  
ترجمۀ  زبانها، نهمین و آخرین  عطیه ای است که پولس رسول در این قسمت بما معرفی  می کند. زمانی که کسی در  کلیسا و یا جماعت ایمانداران با زبانها تکلم کند،  بایستی کسی آن کلمات غیر  قابل تفهیم را برای استفاده و بنای ایمانداران  ترجمه کند تا اینکه پیام روح  القدس در اختیار شنوندگان قرار گیرد. اگر  ترجمه در کار نباشد، کلسا و  ایمانداران قادر به دریافت و درک پیام روح  القدس نخواهند بود (اول قرنتیان  ۱۴: ۵-۶، ۱۳). در بعضی موارد، روح القدس  به یک نفر هر دو عطیۀ زبانها و  ترجمۀ آنها را می بخشد. تکلم به زبانها و  ترجمۀ توأمان آن کلمات هم ردیف  کلام نبوت می باشد . یعنی خداوند با آن  پیغام و نقشه و فرمان خود را به بدن خود فرزندان اعلام می نماید (اول  قرنتیان ۱۴: ۴-۶، ۱۳). دوستان همیشه دعا کنیم که بهمراه عطای زبانها ،  ترجمه آن را هم به کلیسا هدیه کند . این عطایا با هم لازمه کلیسا هست . اگر  ترجمه کننده ای برای عطای زبانها نباشد ، فقط برای پرستش و جلال خداوند  استفاده می شود و پولس تعلیم می دهد که بهتر است در جمع ایمانداران در دل و  به آرامی اعلام شود . 
در  پایان ؛ گلهای باغ پدر آسمانیم ، تمامی این عطایا توسط روح القدس برای  پیشبرد ملکوت و نجات جانها و جلال نام خود به ایماندان اهدا گردیده است و  آن عطایا با به صلاحدید روح القدس بحسب ارادۀ خود (روح القدس) تقسیم  می کند.  بنابراین، نباید بخاطرداشتن این و یا آن عطیه، بین ایمانداران  فرق و تبعیض  قائل شد. دوستان باز تکرار می کنیم، تمامی هدایا و برکات روح  القدس، بخاطر بنا و تحکیم کلیسا و  ایمانداران و شهادت به جهان و پیشبرد  ملکوت خدا عطا شده و عطا می شود. اگر  کسی از عطای روح القدس به جهت منافع  شخصی، بلند کردن مقام خود، تحقیر  دیگران و ایجاد تفرقه و شکاف در کلیسا  استفاه کند، در آن صورت همچو شخصی  است که عطای روح القدس را مورد سوء  استفاده قرار داده است. او باعث رنجش  خدا و تضعیف کلیسای وی خواهد شد.  برعکس، عطایای روح القدس بایستی همیشه با  محبت و روحیۀ یگانگی و اتحاد با  دیگر ایمانداران مورد استفاده قرار گیرد.  یک خطر بزرگ در رابطه با عطایای  روحانی وجود دارد و آن اینست که ابلیس و  قوای شیطانی قدرت تقلید و کپی  کردن عطایای روح القدس را دارا بوده، از این  قدرت جهت فریب و گمراهی برخی  از ایمانداران ساده دل استفاده می کنند. در  این راستا، ما ایمانداران  بایستی مراقب و هوشیار بوده، از عطای تمیز ارواح  امداد واستفاده بجوییم.  بعضی اوقات ممکن است عوامل شیطان از عطایایی، مانند  نبوت، زبانها، و حتی  شفا جهت گمراهی ایمانداران استفاده کنند.هشیار و بیدار باشیم که شیطان قدرت   دارد که ایماندارانی را که فقط چشم به ظاهر دارند فریب دهد، چه آنکه قوات   شیطان می توانند ظاهری کاملاً مشابه با عطایای روح القدس داشته باشد  (مرقس  ۱۳: ۲۲). ولی در نهایت، قوات شیطانی همیشه به  انهدام و خرابی خواهد  انجامید زیرا که تنها سرمنشأ برکات روحانی خدا است و  بس.
قدرتی  که در روز عظیم پنطیکاس به پیروان مسیح عطا شد نشان از پیوند سر بر بدن  بود، و از آن تاریخ به بعد اعضای این بدن همه با هم در اتحاد در یک روح و  راستی مطیع سر ( عیسی مسیح) بوده و از قدرت و فرمان او برای اهداف نیکو و  پسندیده خداوند در کار بوده و خواهند بود .  معمولاً ایمانداران ( بدن مسیح  ) کلیسا ، یک یا دو عطیۀ خاصی از روح القدس دریافت می  کنند، حال آنکه  رسولان جهت اثبات رسالت خود به بیش از یک یا دو برکت و عطیه  مجهز بودند  (دوم قرنتیان ۱۲: ۱۲). به کمک این عطایای روح القدس بود که  رسولان مسیح  توانستند کلیسای مسیح را در ظرف مدت کمی در تمامی امپراطری روم  بنا کنند.  پس جای تعمق و دعا در درخواست از روح القدس دارد که همه ما ایمانداران از  دل ، اراده پدر آسمانی را بعنوان یک ظرف نیکو برای مصارف نیکوی او در روح و  راستی بطلبیم . آمین 

در قدرت و پُری روح القدس خداوند از حال تا ابدلااباد باشید . آمین 

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران در گزارش مفصلی به نقض نگران کننده حقوق مسیحیان ایران به‌ویژه نوکیشان مسیحی پرداخت. این کمپین خواستار خاتمه‌ی فوری «آزار و اذیت و تعقیب قضایی خودسرانه» مسحیان شده است.

گزارش جدید کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران که شامگاه ۲۷ دی در ۷۲ صفحه منتشر شد با استفاده از ۳۱ مصاحبه با مسیحیان ایرانی تنظیم شده که از اردیبهشت ۱۳۹۰ تا تیرماه ۱۳۹۱ انجام شده است.

به گفته‌ی هادی قائمی، مدیر کمپین این گزارش «بر اساس شهادت گسترده و دست اول نوکیشان مسیحی ایرانی، وکلایی که وکالت آنها را در ایران به عهده داشته‌اند، فعالان حقوق مسیحیان، و روزنامه‌نگاران ایرانی مسیحی و همچنین احکام دادگاه‌های مربوطه، فتاوی مذهبی توسط مراجع تقلید شیعه و قوانین ایران تهیه شده است.»

تعداد نامشخص نوکیشان مسیحی ایران

پایگاه اینترنتی اطلاعات مسیحیان جهان (World Crisis Database) شمار مسیحیان ایران را در سال ۲۰۱۰ میلادی اندکی بیش از ۲۷۰ هزار نفر اعلام کرده است. اکثریت این افراد مسیحیان قومی ایران، شامل ارمنی‌ها و آسوری‌ها، و عضو کلیساهای ارتدکس هستند.

مسحیان ایرانی که به یکی از اقوام یادشده تعلق نداشته باشند اغلب اعضاء کلیساهای پروتستان، و شمار بزرگی از آنها نوکیشان مسلمان‌زاده هستند.

از شمار نوکیشان مسیحی ایران اطلاع دقیقی در دست نیست. پایگاه اطلاعات مسیحیان جهان تعداد پروتستان‌های ایران در سال ۲۰۱۰ را ۶۶۷۰۰ نفر اعلام کرده است.

به گزارش کمپین بین‌المللی حقوق بشر «دولت ایران نوکیشان را به عنوان مسیحی شناسایی نمی‌کند و بسیاری از نوکیشان از ترس آزار و اذیت آیین خود را در ملاء عام دنبال نمی‌کنند. بنابراین تعداد مسیحیان نوکیش در ایران احتمالا کمتر از تعداد واقعی آنها گزارش می‌شود.»

بازداشت ۳۰۰ مسیحی در یک سال

روند تعقیب و آزار مسیحیان پروتستان ایران از سال ۱۳۸۴ شدت گرفته و بسیاری از آنها با اتهام‌های امنیتی بازداشت شده‌اند. احمد شهید، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، در گزارش شهریورماه ۱۳۹۰ خود نوشت که از سال ۱۳۸۹ تا کنون بیش از ۳۰۰ مسیحی در سراسر کشور به صورت خودسرانه دستگیر و بازداشت شده‌اند.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

کتاب مقدس، کلام معتبر خدا

پرسيده می‌شود، آيا کتاب مقدس مسيحيان تحريف شده و با نسخه‌‌‌های اصلی تفاوت دارد؟

در پاسخ به اين سؤال بايد گفت که، تا به امروز هيچ دليل و مدرک معتبری ارائه نشده است که بتواند چنين ادعای دور از حقيقت را ثابت کند. تحريف و تغيير کتاب مقدس، به هيچ وجه پايه و اساس درستی ندارد و تا به امروز فقط در حد يک اتهام و شايعه باقی مانده است. در انجيل شريف می‌‌خوانيم: «تمام کتاب مقدس از الهام خداست و برای تعليم حقيقت، سرزنش خطا، اصلاح معايب و پرورش ما در نيکی مطلق مفيد است، (دوم تيموتاوس ٣: ١٦). «هيچ پيشگوئی از روی نقشه و خواسته انسان به وجود نيامده است، بلکه مردم تحت تأثير روح‌‌القدس کلام خدا را بيان نمودند» (دوم پطرس ١: ٢١).

بر‌‌طبق شهادت تاريخ، فرمانروايان يونانی و رومی، سعی کردند که کتاب مقدس را از بين ببرند، اما افرادی با شجاعت کلام خدا را پنهان ساخته، حفظ نمودند و حتی حاضر شدند جان خود را برای حفظ و حراست آن فدا سازند. همچنين دانشمندان و محققين ملحد و خدا‌نشناس، تلاش کرده‌‌اند تا ثابت کنند که کتاب مقدس در طول زمان دستخوش تغيير و تحريف گرديده، اما به هيچ مدرک و سندی دست نيافته‌‌اند. بلکه برعکس، نسخه‌های خطی بسيار قديمی که از عهد عتيق و عهد جديد يافت شده و در موزه‌‌های معتبر دنيا نگهداری می‌‌‌شوند، به خوبی گواهی می‌‌‌دهند که کتاب مقدس در طول تاريخ بدون خدشه و تغيير باقی مانده و مکاشفه معتبر و موثق الهی است. مدارک و اسناد کشف شده، و نسخه‌‌های خطی بسيار قديمی کتاب مقدس، ازجمله طومار‌های مشهور بحر‌الميت که در سال ١٩٤٧ميلادی کشف شد، ثابت می‌کنند که کتاب مقدس با دقت و وسواس خاصی نسخه‌برداری شده و در دسترس ما قرار گرفته است. بعلاوه، اگر اعتقاد داريم که کتاب مقدس يک کتاب الهی می‌‌‌باشد و خدا آنرا از طريق الهام بوسيله انبياء خود به ما بخشيده است، و چنانچه معتقديم که خدای قادر مطلق، کلام خود را نازل کرده و هدفش اين بوده که بشر را از طريق آن هدايت و رستگار نمايد، چگونه ممکن است که خدا اجازه تغيير و تحريف را در کتاب خود بدهد؟ آيا او قدرت حفظ کلامی را که خود بخشيده نداشته است؟ آيا کلام خدا تا اين حد برای خدا بی‌ارزش است؟ آيا امکان دارد که خدا نسبت به کلامش اينقدر بی‌‌‌تفاوت باشد؟ يقيناً خدای پر‌‌قدرت ما، هميشه حافظ کلام مقدسش بوده و خواهد بود تا از هر نوع تحريف و دخل و تصرف محفوظ بماند. اين کتاب بی‌‌همتا، همانند چراغی پر‌‌نور راه جويندگان خدا را روشن نموده و وسيله رستگاری و سعادت بشر می‌‌‌باشد. . «کلام تو برای پايهای من چراغ و برای راههای من نور است» (مزمور ١١٩: آيه ١٠٥).

کتاب مقدس مسيحيان، مجموعاً شامل شصت و شش کتاب است که در يک جلد جمع‌آوری شده و «کتاب مقدس» خوانده می‌شود. اين کتاب، که با الهام از روح خدا و توسط تقريباً چهل نويسنده، در مدتی در حدود يکهزار و پانصد سال، نوشته شد دارای دو قسمت عهد عتيق و عهد جديد می‌باشد. عهد عتيق، شامل سی و نه کتاب است و اين کتب به زبان عبری و قبل از ظهور مسيح نوشته شدند. اصطلاح عهدعتيق، اشاره‌ای ‌است به پيمانی که خدا توسط موسی با قوم اسرائيل برقرار نمود. در عهد عتيق، شريعت داده شد تا انسان از طريق احکام الهی، به زشتی گناه و ناتوانی خود برای انجام دادن اين احکام پی‌ببرد. اما از آنجا که شريعت قدرت نداشت انسان گناهکار را از گناهانش پاک کند و نجات بخشد، خدا در عيسی مسيح و به وسيله خون او که بر صليب ريخته شد، عهد جديدی با جهانيان برقرار نمود تا انسان گناهکار از طريق ايمان به عيسی مسيح خداوند که بر صليب مرد، پس از مرگ روحاً و جسماً از مردگان قيام نمود و زنده است، هديه نجات از گناه و حيات جاويد را بطور رايگان دريافت نمايد. عهد جديد، شامل بيست و هفت کتاب است و اين کتب به زبان يونانی و بعد از ظهور مسيح، نوشته شدند. چهار کتاب اول عهد جديد، انجيل ناميده می‌شوند که معنايش مژده يا خبرخوش است. عهد جديد در مجموع حاوی اين مژده است که خدا در عيسی مسيح، خود را به طور کامل آشکار نموده و نجات انسان گناهکار را فراهم کرده است. بطور کلی می‌‌توان گفت که قسمت عهد عتيق از کتاب مقدس، آمدن نجات دهنده (عيسی مسيح) و فراهم شدن نجات برای انسان گناهکار از طريق او را وعده می‌‌دهد. و قسمت عهد جديد از کتاب مقدس، ما را باخبر می‌‌سازد که وعده خدا توسط نجات دهنده بشر (عيسی مسيح) تحقق يافته و او نجات و رستگاری را به وسيله مرگ و قيام خود برای جهانيان فراهم نموده است.

امروزه نسخه‌‌های خطی کتاب مقدس بزبان يونانی وجود دارد که بيش از يکهزار و ششصد سال از عمر آنها می‌گذرد و ترجمه‌های فعلی کتاب مقدس از روی همين نسخه‌های قديمی انجام می‌شود. کتاب مقدس يا قسمتهائی از آن، تاکنون به زبانهای بسياری در دنيا ترجمه و منتشر شده است و اين کار ادامه خواهد داشت. اما در همه زبانها، پيغام خدا و مژده نجات برای بشر يکی است. ترجمه‌های کتاب مقدس عيناً از روی نسخه‌های قديمی و معتبرانجام شده و متن و پيغام اصلی کتاب مقدس بدون کوچکترين تغييری باقی مانده است. در مورد نسخه‌های خطی قديمی کتابمقدس که در کتابخانه‌های بزرگ جهان نگهداری شده و بر صحت و اعتبار کتاب مقدس شهادت می‌دهند به چند نسخه اشاره می‌‌گردد:

١- نسخه اسکندريه، اين نسخه در موزه بريتانيا در لندن موجود می‌باشد و حدوداً به سال ٤٥٠ ميلادی تعلق دارد.

٢- نسخه سينا، اين نسخه نيز در موزه بريتانيا موجود است و حدوداً به سال ٣٣٠ ميلادی تعلق دارد.

٣- نسخه واتيکان، اين نسخه در کتابخانه واتيکان روم موجود است و حدوداً به سال ٣٣٠ ميلادی تعلق دارد.

اما علاوه بر نسخه‌‌های خطی قديمی کتابمقدس به زبان يونانی، همانطور که ذکر گرديد طومار‌های بحرالميت که در سال ١٩٤٧ميلادی کشف شد، در تأييد اعتبار کتاب مقدس از اهميت خاصی برخوردار است. با مقايسه نسخه‌‌های دستنويس اين طومارها که حدوداً به دو قرن قبل از ميلاد مسيح تعلق داشته و مربوط به قسمت عهد عتيق از کتاب مقدس و به زبان عبری می‌‌باشد، با نسخه‌های موجود ديگر، باز ثابت گرديد که کتابمقدس دست‌‌نخورده، دقيق و معتبر است و هر فرد حقيقت‌‌جوئی که با آن آشنا شود به اين واقعيت پی‌‌می‌برد که: «کلام خدا زنده و فعال و از تمام شمشيرهای دو‌دم تيزتر است و تا اعماق روح و نفس و مفاصل و مغز استخوان نفوذ می‌کند و نيات و اغراض دل انسان را آشکار می‌­سازد» (انجيل شريف، عبرانيان ٤: ١٢).

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

سعیدعابدینی

«مرکز آمریکائی برای قانون و عدالت»  می گوید که نگهبانان زندان اوین  تلاش دارند تا  سعید را با زور متقاعد کنند که همه تو را فراموش کرده اند. او از خانواده خود پرسیده که آیا تلاشی برای آزادی من صورت می گیرد یا نه؟

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از «مرکز آمریکائی برای قانون و عدالت»،خانوادۀ سعید عابدینی در ایران موفق شدند تا روز دوشنبه 16 بهمن 1390 (4 فوریه 2013)  ملاقات کوتاهی با فرزند خود داشته باشند. از زمانی که دادگاه اسلامی تهران او را محکوم به هشت سال زندانی درزندان اوین در ایران کرد این دومین بار است که خانواده اش در ایران می توانند او را ملاقات کنند.
گزارش مرکز آمریکائی برای قانون و عدالت توضیح می دهد که کشیش سعید یک شهروند آمریکایی اکنون نمی تواند با همسر و دو فرزند خود در ایداهو صحبت کند. پیش از محکومیت سعید و رای دادگاه، او هر چند وقت یکبار می توانست با همسر و فرزندانش تلفنی صحبت کند اما در حال حاضر این کار برای او ممنوع شده است. در حقیقت نغمه همسر او  و پسر و دختر کوچکشان نمی دانند که چه زمانی و آیا حتی می توانند دوباره صدای او را بشنوند یا نه.
در ملاقاتی که دوشنبه گذشته  سعید با خانواده اش داشته است دربارۀ سرنوشت خود ابراز نگرانی کرده و صریحاً پرسیده است که آیا هنوز تلاشی برای آزادی من صورت می گیرد یا نه. به نظر می رسد که نگهبانان زندان ایران تلاش می کنند تا  سعید را با زور متقاعد کنند که همه تو را فراموش کرده اند.
نغمه، همسر او ، به مرکز آمریکائی برای قانون و عدالت در این مورد گفته است : «وقتی این حرف را از طرف همسرم شنیدم، گریه کردم. قلبم شکست. او در پشت دیوارهای زندان احساس درماندگی و بی حمایتی می کند و اعتمادش به ما است تا صدای او باشیم. در پشت دیوارهای زندان خیلی راحت می شود احساس کرد که دیگران تو را فراموش کرده اند. لطفاً به من کمک کنید تا مطمئن شویم که او فراموش نشده است.»
مطابق گزارش این مرکز، اکنون وزیر امور خارجه جدید ایالات متحده  ، جان کری، بر سر کار است و تلاش می شود او را  به پیگیری اظهارات ارائه شده در گزارشهای مربوط به سعید بنمایند. البته  او خود شخصاً خواستار آزادی سعید می باشد.
وکیل  سعید در ایران دیروز درخواستی را برای آزادی موکل خود پر کرد. در دادگاههای  اسلامی زمان زیادی طول می کشد تا اینکه به درخواست کتبی رسیدگی کنند.
مرکز آمریکائی برای قانون و عدالت از مسیحیان سراسر جهان خواسته است تا طومارهای آزادی سعید عابدینی  را امضا کنند؛ داستان او را به اشتراک بگذارند؛ مخالفت و نگرانی خود را در مورد دستگیری او  واضح تر و رساتر اعلام کنند و  دعا برای کشیش سعید، خانوادۀ او در ایران و همچنین همسر و فرزندانش در امریکا را فراموش نکنند.

یاد آور می شود که سعید عابدینی مهرماه سال جاری در حالی که به گفته همسرش «برای دیدار خانواده خود و تأسیس یک پرورشگاه» به ایران رفته بود، در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل پدری او بازداشت شد. در حالی که منابع مسیحی ایرانی داخل و خارج کشور هیچ خبری از این ماجرا نداشتند، ناگهان در روز چهارشنبه 29 آبان ماه (19 دسامبر) این خبر را فاکس نیوز مهمترین شبکه خبری آمریکا برای اولین بار اعلام کرد و با همسر عابدینی مصاحبه نمود. او در این مصاحبه رسما بازداشت همسرش را تائید کرد.

وکیل عابدینی یکشنبه 8 بهمن 1391 (27 ژانویه 2013) به شعبه 26 دادگاه انقلاب احضار شدو حکم هشت سال زندان موکلش به او ابلاغ گردید. او گفت  که سعید نیز در تاریخ مذکور از زندان به محل دادگاه آورده شده بود و در جریان حکمش قرار گرفت. به گفته این وکیل مدافع، دادگاه انقلاب اسلامی سعید عابدینی نوکیش مسیحی را در مورد اتهام تشکيل و راه‌اندازی کليساهای خانگی به قصد برهم زدن امنيت ملی مجرم شناخته، او را به ۸ سال حبس تعزيری محکوم نموده است.

وکيل مدافع عابدينی اضافه کرد که در مهلت قانونی نسبت به رای صادره اعتراض خواهد کرد.ناصر سربازی همچنین در مورد آزادی موکلش نيز گفت: وثيقه ارائه شده برای آزادی موکلم فعلا مورد پذيرش قرار نگرفته است و همچنان پيگير آزادی‌ او هستم.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید