زندگی‌‌نامۀ برادر سِت یقنظر

پدر بسیاری از ایمانداران ایران
تقریباً دو ماه پیش، یکی از درخشان‌‌ترین چهره‌‌های کلیسای ایران که بیشتر کسانی که تاکنون در این بخش از مجله کلمه با آنها مصاحبه کرده‌‌ایم آغاز زندگی روحانی خود را مدیون توجهات ایشان می‌‌دانند، پس از قریب به یک قرن عمر پربرکت در خداوند خوابیدند. برادر «سِت یقنظر»، پدر کلیساهای پنطیکاستیِ فارسی‌‌زبانِ ایران و از بانیان جنبش پری روح‌‌القدس در کشورمان، روز چهارشنبه ۲۸ مهرماه سال ۱۳۸۹ برابر با ۲۰ اكتبر ۲۰۱۰ در سن ۹۹ سالگی در انگلستان چشم از جهان فرو بسته، نزد خداوندی شتافت که یک عمر وفادارانه خدمتش می‌‌کرد.
از آنجا که هدف بخش مصاحبۀ مجله، معرفی کردن چهره‌‌هایی چون برادر ست به نسل‌‌های بعدی است، از همان آغاز تمام تلاش خود را به‌‌کار بردیم تا با برادر ست عزیز مصاحبه‌‌ای انجام دهیم و تجربیات، نصایح و اندرزهای این مرد خدا را جهت برکتِ خوانندگان منتقل کنیم. ایشان هم با خوشحالی داستان‌‌های مختلفی از معجزات خدا در زندگی خود و خانواده‌‌شان را برای ما تعریف می‌‌کردند، اما هیچگاه موفق نشدیم اجازه درج مصاحبه در مجله را از ایشان بگیریم. برادر ست در کمال فروتنی معتقد بودند که «تمام جلال باید از آن خداوند باشد»، و اینکه جایز نیست انسان موضوع صحبت قرار گیرد.
آنچه در پی می‌‌‌‌آید، برگردان زندگی‌‌نامه برادر ست به زبان فارسی است که به مناسبت مراسم تدفین ایشان تنظیم شده است. باشد که خوانندگان عزیز کاری را که عیسای مسیح در زندگی برادر ست و خانوادۀ محترم‌‌شان انجام داده است ببینند و مطابق خواست و تأکید همیشگی ایشان، تمام جلال را به خداوند بدهند.
سِت یقنظر در روز ۱۳ فوریه سال ۱۹۱۱ در خانواده‌‌ای ارمنی در ایران چشم به جهان گشود. پدر و مادرش، هایراپط و نونوفار، نامی به‌‌واقع شایسته برای او انتخاب کردند: «سِت» («شیث»، پیدایش ۴‌‌‏:۲۵) به‌‌معنای «مسح شده» یا «تخصیص‌‌یافته» است، و برادر سِت با زندگی وقف‌‌شدۀ خود نشان داد که حقیقتاً مسح و حضور خدا بر اوست. هر کس که به چهرۀ پر مهر ایشان نگاه می‌‌کرد و زندگی خود و خانواده‌‌شان را می‌‌دید، می‌‌توانست شهادت دهد که روح خدا در او ساکن است و براستی انتخاب شده است تا نام خدا را بر زمین جلال دهد. برادر ست پدر روحانی هزاران نفر از ایمانداران ایران و دیگر کشورهای جهان بودند، و به همین دلیل بسیاری او را «پدر سِت» یا «پاپا سِت» خطاب می‌‌کردند.
ست یقنظر چهار خواهر و یک برادر داشت. هایراپط پدرِ ایشان کدخدای ده خویگان واقع در استان اصفهان بود. برادر ست از همان اوان کودکی علاقه شدیدی به تحصیل و فراگیری داشت. والدین‌‌اش با دیدن اشتیاق او تصمیم گرفتند وی را به اصفهان بفرستند تا در کالج استوارت (Stuart MemorialCollege) درس بخواند. این کالج توسط میسیونرهای اسقفی اداره می‌‌شد و در آن دوران یکی از بهترین مراکز آموزشی ایران بود. برادر ست به‌‌خاطر هوش و ذکاوت فوق‌‌العاده‌‌ای که داشت، به‌‌راحتی توانست تحصیلات خود را با موفقیت طی کند و به مدارک بالایی دست یابد. این علاقه وافر به مطالعه و کسب دانش تا سال‌‌های پایانی عمر همراه او ماند.
ایشان پس از فارغ‌‌التحصیلی به روستای زادگاه خود برگشت و به‌‌مدت سه سال در مدرسۀ آنجا به تدریس پرداخت.
برادر ست در سال ۱۹۳۷، در سن ۲۶ سالگی، مژده خوش نجات را پذیرفت و قلب و زندگی خود را تقدیم خداوندش عیسای مسیح کرد. او ماجرای ایمان آوردن خود به مسیح را با نامزدش «وارتوهی» (به‌‌معنای گل رز) نیز در میان گذاشت، و او هم با اشتیاق فراوان پیام انجیل را پذیرفت و تصمیم گرفت بدون هیچ قید و شرطی زندگی‌‌ خود را به عیسای مسیح بسپارد. برادر ست که از همان ابتدای آشنایی با خداوند می‌‌‌‌دانست زندگی‌‌اش دیگر همچون گذشته نخواهد بود، به نامزدش اعلام کرد که تصمیم دارد زندگی‌‌ خود را وقف خداوند کند و تا پایان عمر با تمام وجود از عیسای مسیح پیروی نماید. ایشان سپس از وارتوهی پرسید که آیا همچنان مایل است با او ازدواج کند. جواب نامزد ایشان این بود که آماده است تا پایان عمر وفادارانه در کنار همسرش بماند و او را در خدمت به خدا یاری رساند. بدین ترتیب در همان سال وارتوهی که ۲۱ سال داشت و برادر ست که ۲۶ ساله بود با هم پیمان زناشویی بستند و زندگی مبارکی را شروع کردند.
برادر ست با وجود اینکه به‌‌راحتی می‌‌توانست به‌‌دلیل داشتن تحصیلات بالا و تسلط به زبان انگلیسی شغل پردرآمدی در شرکت ملی نفت ایران داشته باشد، ترجیح داد با حقوقی نازل در انجمن کتاب‌‌مقدس ایران مشغول خدمت شود. ایشان به‌‌مدت ۳۷ سال وفادارانه در انجمن کتاب‌‌مقدس خدمت کرد، و در این مدت فرصت یافت بسیاری از علاقه‌‌مندان و حق‌‌جویانی را که برای تحقیق در مورد مسیحیت به کتاب‌‌فروشی این سازمان مراجعه می‌‌کردند با خدای حقیقی آشنا کنند.
برادر ست در سال‌‌های دهۀ ۱۹۵۰ اشتیاق شدیدی به شناخت بیشتر خداوند و ارتباط هر چه نزدیک‌‌تر با منجی خود پیدا کرد. هدف او این بود که تجربۀ تازه‌‌ای از حضور خدا کسب کند. به همین جهت روزانه ساعت‌‌ها به مطالعه کتاب اعمال رسولان می‌‌پرداخت، و برای ریزش روح‌‌القدس دعا می‌‌کرد. ایشان علاوه بر مطالعه کلام خدا، به تحقیق درباره کار خدا در سرزمین‌‌های دیگر نیز پرداخت، و متوجه شد که چطور خداوند در قرن بیستم گروه‌‌های بسیاری را که همچون روز پنطیکاست منتظر نزول حضور خدا بودند، از روح قدوس خود پر ساخته است. به همین جهت به‌‌مدت ۴۲ روزه گرفت و برای پری روح‌‌القدس دعا کرد. ایشان در طول این مدت فقط آب می‌‌نوشید، و از هر فرصتی برای دعا استفاده می‌‌کرد -‏‏‏ حتی آنگاه که برای رسیدن به محل کار هر روز در حدود ده مایل دوچرخه‌‌سواری می‌‌کرد. خداوند نیز دعاهای ایشان را شنید، و مدتی بعد به‌‌طرزی بسیار شگفت‌‌انگیز او را ملاقات کرد.
مدت کوتاهی پس از آن دوران روزه، برادر ست به‌‌اتفاق یکی از دوستانش تصمیم گرفتند به‌‌طور مرتب بر فراز تپه‌‌های اطراف شهر تهران بروند و در آنجا ساعت‌‌ها با هم متحداً دعا کنند.
یک روز که دوست برادر ست وارد انجمن کتاب‌‌مقدس شد، برادر ست او را به انبار کتاب برد. آن دو در آنجا بر روی زانوان مشغول دعا شدند، و برادر ست در آن لحظه احساس کرد روح‌‌القدس بر او قرار گرفته است. اما متأسفانه می‌‌بایست به محل کار خود برمی‌‌گشت. بعد از ظهر همان روز، در حالی که برادر ست با دوچرخه از محل کار به منزل برمی‌‌گشت، بار دیگر حضور پرجلال روح‌‌القدس را با قدرت تمام احساس کرد و در همان میانه راه، همچنان که به تنهایی رکاب می‌‌زد، تجربه تعمید روح‌‌القدس را یافت. برادر ست همواره از آن روز و ساعت و مکان به‌‌عنوان «بیت‌‌ئیل» مخصوص خود یاد می‌‌کرد. این واقعه، نقطۀ عطفی در زندگی برادر ست بود.
وقتی به منزل برگشت، همسر و فرزندانش بلافاصله متوجه صورت درخشان برادر ست شدند، و وارتوهی دریافت واقعه‌‌ای شگفت‌‌انگیز برای همسرش رخ داده است. با این حال برادر ست تا چندین روز تجربه خود از روح‌‌القدس را با کسی بازگو نکرد. سرانجام صبح روز ۹ دسامبر ۱۹۵۵، دیگر نتوانست بیش از آن این تجربه شیرین را نزد خود نگاه دارد، و به هنگام جلسۀ رازگاهان خانوادگی که طبق معمول داشتند، تجربۀ خود از تعمید روح را با اعضای خانواده در میان گذاشت. آنان نیز همگی در دعا با برادر ست متحد شدند، و همچنان که دعا می‌‌کردند حضور خدا را به‌‌طرز بسیار ملموسی احساس کردند.
آن روز حضور پرجلال روح‌‌القدس تا ساعت‌‌ها بر خانه برادر ست در تهران ماند. خداوند از این خانواده ملاقاتی تازه به‌‌عمل آورد، و تک تک اعضای آن، از وارتوهی گرفته تا لوکاس کوچک‌‌ترین فرزند خانواده که تنها دو سال و نیمه بود، از روح‌‌القدس پر شدند. آنها با شادی و با اشک‌‌های مقدس تا ساعت‌‌ها در حضور پر قدرت خداوند ماندند، و عهد کردند که متحداً زندگی خود را وقف خدمت به او نمایند.
خانوادۀ یقنظر از ماه ژانویه ۱۹۵۶، به‌‌مدت چهار سال هر روز در منزل‌‌شان جلسات دعا و مطالعۀ کتاب‌‌مقدس داشتند. دیگران را نیز دعوت می‌‌کردند که با آنها متحد شده، با غیرت روی خداوند را بطلبند. بسیاری از مردان و زنان برجسته کلیسا در همین جلسات بود که با خداوند آشنا شدند، در خداوند رشد کردند، زندگی‌‌های‌‌شان دگرگون شد، و به‌‌اتفاق یکدیگر شاهد آیات، رویاها و شفاهای معجزه‌‌آسای خداوند بودند.
در سال ۱۹۵۹‌‌، برادر ست تصمیم گرفت طبقۀ دیگری به منزل‌‌شان اضافه کند تا به‌‌عنوان کلیسا مورد استفاده قرار گیرد. اما بر تعداد کسانی که روزانه برای پرستش خداوند به منزل ایشان می‌‌آمدند پیوسته افزوده می‌‌شد، و مشخص بود که منزل ایشان دیگر ظرفیت پذیرش چنین گروهی را ندارد. بنابراین کلیسایی که در منزل برادر ست تأسیس شده بود، به زیرزمینی که در یکی از محله‌‌های تهران اجاره شده بود منتقل گردید. این کلیسا نخست «فیلادلفیا» (به معنای محبتِ برادرانه، مکاشفه ۳‌‌‏:‏۷) نام گرفت، و بعداً به «کلیسای جماعت‌‌ربانی» مشهور گردید.
برادر ست عمیقاً عاشق عیسای مسیح بود، و این عشق هر روز در او بیشتر و بیشتر می‌‌شد. در طی این سال‌‌ها، او به دو چیز شهرت یافت: عشق عمیقش نسبت به کلام خدا و مطالعۀ آن، و عشق و وقف‌‌شدگی او به دعا و ماندن در حضور خدا. همگان می‌‌دانستند که برادر ست هرگز بدون کتاب‌‌مقدسش به جایی نمی‌‌رود. او حتی هنگامی که برای دویدن بیرون می‌‌رفت، کتاب‌‌مقدسش را محکم در دست می‌‌گرفت و در حال دویدن خدا را پرستش می‌‌کرد.
برادر ست به‌‌هنگام دعا، خدا را به‌‌راستی از نزدیک ملاقات می‌‌کرد. او هر روز ساعت‌‌های متوالی در حضور خدا می‌‌ماند و هیچ وقت از ماندن در حضور معبودش خسته نمی‌‌شد. دعاهای او صرفاً فهرستی از تقاضا نبود. درست است که او نیز درخواست‌‌هایی از خدا داشت، اما همیشه سعی می‌‌کرد در مدت دعا بیشتر وقت را به پرستش خدای ازلی که او را آفریده و نجات داده است اختصاص دهد، و عشق و محبت و نیازش به او را ابراز کند. برادر ست دعا می‌‌کرد تا شناخت عمیق‌‌تری از خدا داشته باشد، اسرار الهی را درک کند، و از مشارکت و مصاحبت با خداوند شیرین خود لذت ببرد. او شب‌‌های زیادی را در دعا به صبح می‌‌رساند. کسانی که این افتخار را داشتند که دعاها و راز و نیازهای شخصی برادر ست را بشنوند، همگی شهادت می‌‌دهند که چطور این مرد خدا ساعت‌‌ها صمیمانه با خدا حرف می‌‌زد، برای دیگران شفاعت می‌‌کرد و برای نجات جان‌‌ها بار داشت.
برادر ست در کلیسای ایران به‌‌خاطر سؤال ساده اما بسیار عمیقی معروف شده بود که تقریباً از تمام کسانی که به آنها برمی‌‌خورد می‌‌پرسید. او از همگان، چه از بزرگ و چه از کوچک، این سؤال را می‌‌کرد: «آیا عیسی را دوست داری؟» این صرفاً یک سؤال سطحی نبود و برادر ست آن را برای غافلگیر کردن افراد مطرح نمی‌‌کرد، بلکه نشان‌‌دهندۀ درک عمیق او بود از آنچه قلب مسیحیت را تشکیل می‌‌دهد: رابطه‌‌ای پرمهر با عیسای نجات‌‌دهنده. آرزوی برادر ست این بود که خانواده و دیگران، طول، عرض، بلندا و عمق محبت خدا را تجربه کنند.
در سال ۱۹۶۳، وارتوهی همسر برادر ست در سن ۴۷ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان درگذشت. برادر ست همسر عزیزش را عاشقانه دوست می‌‌داشت، و این واقعه تأثیر عمیقی بر او گذاشت. اما خداوند در این مرحلۀ دشوار نیز خادم امین خود را تنها نگذاشت و با حضور روح تسلی‌‌بخش خود، قلب شکستۀ او را مرهم نهاد. برادر ست با فروتنی و عزم راسخ تصمیم گرفت زندگی خود را وقف تربیت فرزندانی خداترس، خدمت به کلیسا و خدمت به خداوند خود کند.
آیۀ مورد علاقه برادر ست، اعمال رسولان ۱۶‌‌:‌‌۳۱ بود: «به خداوند عیسای مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه‌‌ات نجات خواهید یافت.» او به هنگام بشارت پیام نجات به غیرایمانداران یا مشارکت با ایمانداران، اغلب این آیه را نقل‌‌قول می‌‌کرد زیرا ایمان داشت که خداوند می‌‌خواهد تمام اعضای یک خانواده به او ایمان بیاورند. به همین جهت نیز همیشه افراد را تشویق می‌‌کرد که با غیرت برای نجات تک تک اعضای خانواده خود دعا کنند. این امر بخصوص در مورد خانواده خود ایشان مصداق داشت. او پدر فوق‌‌العاده‌‌ای بود و امروز هر شش فرزند ایشان به‌‌اتفاق همسران‌‌شان خدا را خدمت می‌‌کنند. عروس‌‌ ایشان آنژل که خادم خدا و مورد محبت بسیاری بود، در سال ۲۰۰۸ درگذشت. برادر ست و همسرشان وارتوهی همچنین صاحب فرزندانی دوقلو شدند، ولی متأسفانه در قید حیات نماندند. برادر ست همیشه معتقد بود که او و همسرش دارای هشت فرزند هستند، و منتظر روزی بود که دوقلوهایش را در آسمان ملاقات کند.
شانزده نوه‌‌ برادر ست نیز همگی ایمانداران بسیار خوب و فعالی هستند. همسران نوه‌‌های ایشان نیز همگی مسیحیان فعال و معتقدی هستند. هر کدام با افتخار شهادت می‌‌دهند که برادر ست چه الگوی خوبی برای آنها بوده است، چقدر بر آنها تأثیر گذاشته است، و تا چه حد از او الهام گرفته‌‌اند. برادر ست همچنین پانزده نتیجه داشت، که در ایام سالخوردگی‌‌اش مایه شادی فراوان او بودند.
برادر ست مرد سالمی بود. او به غذای خوب و سالم اهمیت فراوان می‌‌داد، و وقتی فرزندانش جوان‌‌تر بودند برای‌‌شان غذاهای عالی می‌‌پخت. او اهل ورزش نیز بود. کوهنوردی می‌‌کرد، می‌‌دوید، سعی می‌‌کرد هر روز پیاده‌‌روی کند، و اگر فرصتی پیش می‌‌آمد از ورزش شنا نیز بسیار لذت می‌‌برد.
همانطور که پیشتر اشاره شد، برادر ست پدر روحانی بسیاری از ایمانداران به‌‌شمار می‌‌رفت. صدها پیامی که از گوشه و کنار جهان به مناسبت درگذشت او ارسال شده است گواهی است از محبت و توجهات پدرانه ایشان نسبت به ایمانداران. او هنگامی که با فروتنی و اطاعت درب منزلش را به مدت چهار سال بی‌‌وقفه به روی همگان گشود تا محل عبادت خدا و طلبیدن روی او باشد، شاید هیچگاه حدس نمی‌‌زد که خدا چقدر وفاداری و سرسپردگی او را برکت خواهد داد، و اینکه جنبشی که او در کمال فروتنی آغاز کرد پایه‌‌گذار کلیسایی خواهد شد که تا به امروز در کشور ما ایران فعال است.
خدا خادم و دوست خود، برادر ست را در سن ۹۹ سالگی، در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۰ به خانۀ ابدی‌‌اش فرا خواند. چقدر شایسته است که آخرین کلمات ایشان قبل از مرگ که به زبان مادری بیان فرمودند، «جلال بر خداوند» بود.
اگرچه مطالب بالا در بزرگداشت خاطرۀ مردی است که عمری را در خدمتِ خدا زیست، اما هدف خود برادر ست در زندگی همواره این بود که فقط و فقط خود خدا جلال بیابد. بنابراین در پایان این نوشته، همان سؤالی را از شما می‌‌پرسیم که برادر ست از همه سؤال می‌‌کرد: «آیا عیسی را دوست دارید؟»
نوشته‌شده در Uncategorized | 2 دیدگاه

عزم حکومت اسلامی برای سرکوب مسیحیان ایران با توسل به اتهامات دروغین

بر اساس گزارش شورای کلیسای ایران ، حکومت اسلامی با توسل به اتهامات واهی سعی در سرکوب هر چه بیشتر مسیحیان ایران دارد. در جریان برنامه سرکوب سیستماتیک مسیحیان ، حکومت اسلامی در اقدامی ناجوانمردانه کشیش بهنام ایرانی و دو تن دیگر از رهبران این کلیسا به اسامی سید علیرضا علی‌حق‌نژاد و رضا ربانی را به اتهام واهی اقدام علیه امنیت ملی محاکمه و به احتمال زیاد به سالهای متمادی زندان محکوم خواهد نمود.

آصف حسینی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب کرج با نفرت و کینه عمیق نسبت به مسیحیان ایران و با تمسخر و اهانت به رهبران کلیسای ایران ، حتی قبل از محاکمه ، حکم خود را بر محکومیت رهبران زندانی کلیسای ایران به اطلاع آنها رسانده است.

اقدام علیه امنیت ملی به معنای این است که این خادمین کلیسا جلسات کلیسایی برگزار کرده و از محبت و بخشش مسیح با مسیحیان و علاقه مندان به عیسی مسیح صحبت کرده اند.

حکومت اسلامی همواره حقوق اساسی مسیحیان و سایر اقلیت های مذهبی را نادیده گرفته و از روش های ناجوانمردانه در سرکوب آنها استفاده میکند. اگر کسی اعتراض کند ، با اتهام واهی اقدام علیه امنیت ملی روبرو خواهد شد.

شورای کلیسای ایران از حکومت اسلامی ایران میخواهد که هر چه زودتر به این اقدامات ضد انسانی و الهی خود خاتمه داده و از شکنجه و آزار مسیحیان و اقلیت های دیگر دست بردارد. ظلم پایدار نخواهد بود و ظالمین یک روز بایستی پاسخگو باشندimage

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه

دومین ماه بازداشت شش نوکیش مسیحی توسط اطلاعات سپاه؛ سعید عابدینی با ضرب‌وشتم از بیمارستان به زندان بازگردانده شد

تقاطع: احسان صادقی، نازی ایرانی، مریم اسدی، علی ارفع، وحید صافی و امین مظلومی، شش نوکیشی مسیحی که روز ۲۹ فروردین ماه هم‌زمان با “عید پاک” مسیحیان بازداشت شده بودند، احتمالا در اختیار اطلاعات سپاه پاسداران قرار دارند.

آن‌گونه که وب‌سایت حقوق بشری “هرانا” روز چهارشنبه (۳۱ اردیبهشت-۲۱ می) گزارش داده، به دنبال مراجعه‌ی “مکرر” خانواده‌های این بازداشت‌شدگان به “پلیس امنیت تهران”، “دفتر پیگیری وزارت اطلاعات” و مراجع قضایی، به آن‌ها گفته شده که این افراد «توسط بخش اطلاعاتی یکی از نهادهای نظامی بازداشت شده‌اند» و تنها در صورت “اتمام تحقیقات اولیه” امکان تماس خواهند داشت.

ماموران امنیتی به خانواده بازداشت‌شدگان تاکید کرده‌اند که از هر گونه “رسانه‌ای کردن” و “مصاحبه با افراد نا‌شناس” درباره وضعیت آن‌ها خودداری کنند.

یک منبع آگاه به “هرانا” گفته که وحید و احسان صافی، دو تن از نوکیشان بازداشت‌شده، از جمله اتباع افغانستان ساکن ایران هستند.

این شش نفر روز ۲۹ فروردین برای انجام “مراسم نیایش مذهبی” در منزل خانم مریم اسدی جمع شده بودند که ماموران امنیتی لباس شخصی با یورش و ورود ناگهانی، آن‌ها را بازداشت و شماری از وسایل شخصی از جمله کتاب‌ها و جزوه‌های آموزشی‌شان را با خود بردند.

در خبری دیگر مرتبط با فشار بر نوکیشان مسیحی در ایران، همسر سعید عابدینی، کشیش ایرانی-امریکایی زندانی، در گفتگو با شبکه‌ی خبری “فاکس نیوز” از ضرب و شتم همسرش در بیمارستان در روز سه‌شنبه (۳۰ اردیبهشت-۲۰ می) خبر داد و گفت که او را به طور ناگهانی به زندان برگردانده‌اند.

نغمه عابدینی به نقل از یکی از اعضای خانواده‌ی همسرش که شاهد ضرب و شتم وی بوده، به “فاکس‌نیوز” گفته که «این کشیش  زندانی پیش از آنکه توسط ماموران امنیتی از بیمارستان انتقال یابد، لحظه‌ای بر زمین افتاده است».

وی که به همراه دو فرزندشان در آیداهوی آمریکا زندگی می‌کند، با ابراز “نگرانی شدید” از وضعیت آقای عابدینی، این اتفاق را “یک شوک بزرگ برای خانواده” خود توصیف کرده و افزوده: «این خبر خانواده ما را ویران کرده است.»

جوردن سکولو، مدیر اجرایی “مرکز امریکایی قانون و عدالت” نیز که وضعیت سعید عابدینی را پیگیری و اطلاع‌رسانی می‌کند، با بیان این‌که «در ایران تحولات پیش‌بینی نشده‌ زیادی اتفاق می‌افتد» به “فاکس نیوز” گفته: «ما امیدوارم بودیم که روند درمانی آقای عابدینی به خوبی طی شود اما این اتفاق عمیقا باعث نگرانی است.»

وی تاکید کرده که این نهاد هم‌چنان به «تلاش‌های گسترده خود برای آزادی آقای عابدینی ادامه خواهد داد».

نغمه عابدینی، پیش از این، در اسفندماه سال گذشته در گفتگو با وب‌سایت “کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران” گفته بود که به دنبال “رسانه‌ای شدن” وضعیت نامساعد همسرش در بیمارستان، برخی محدودیت‌های پیشین از روی وی برداشته شده و او قرار است «تا زمان درمان کامل در بیمارستان بماند».

سعید عابدینی، روز چهارم مهرماه سال ۹۱ در جریان سفر به ایران با هدف دیدار با خانواده‌اش و نیز پیگیری تاسیس یک پرورشگاه، از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و به هشت سال حبس قطعی محکوم شد. وی تا آبان ماه گذشته در زندان اوین محبوس بود و در آن زمان، بدون اعلام قبلی به “زندان رجایی‌شهر” در کرج منتقل گردید.Saeed-Abedini

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

دادگاهی در تهران، محمدهادی (مصطفی) بردبار، نوکیش مسیحی زندانی در زندان اوین تهران را به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

دادگاهی در تهران، محمدهادی (مصطفی) بردبار، نوکیش مسیحی زندانی در زندان اوین تهران را به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

به گزارش وبسایت هرانا، این حکم روز چهارشنبه (۹ مرداد-۳۱ جولای) از سوی پیرعباسی، رییس شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به شیما قوشه، وکیل آقای بردبار ابلاغ شده است.

این نوکیش مسیحی ۲۷ ساله روز ۷ دی ماه ۹۱ و هم‌زمان با مراسم کریسمس و آغاز سال نوی میلادی در یک کلیسای خانگی در شمال تهران بازداشت شد. در جریان یورش ماموران به این کلیسای خانگی، حدود ۵۰ نوکیش مسیحی دیگر نیز در همان مکان برای چند ساعت بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته بودند.

محمدهادی بردبار که اهل رشت است، پیش از این نیز در در سال ۸۸ به اتهام گرویدن به مسیحیت و حضور در کلیسای خانگی در این شهر، توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود.

دو هفته پیش از این، در روز ۲۴ تیرماه نیز مریم نقاش، نوکیش مسیحی که به اتهام تبلیغ مسیحیت به ۵ سال حبس محکوم گردیده بود، جهت سپری کردن دوره‌ی محکومیت خود روانه‌ی زندان اوین شده بود.

در خرداد ماه سال جاری نیز چهار زندانی مسیحی در شیراز به نام‌های همایون شکوهی غلام‌زاده، وحید هکانی، مجتبی علاء‌الدین حسین و کوروش پرتوی، هر کدام به ۴۴ ماه زندان محکوم شدند.

هم‌اکنون، حدود ۲۰ نفر از مسیحیان ایران در زندان‌های تهران، کرج، اصفهان، شیراز و اهواز یا در بازداشت موقت به سر می‌برند و یا در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند. از جمله‌ دیگر زندانیان مسیحی می‌توان به فرشید فتحی، علی‌رضا سیدیان،، بهنام ایرانی، سعید عابدینی (کشیش ایرانی-آمریکایی)، کشیش فرهاد سبک‌روح و همسرش شهناز جیزان، ناصر ضامن دزفولی، داود علیجانی، محمدرضا فرید، سعید صافی و حمیدرضا قدیری اشاره کرد.

از سوی دیگر از روز یکم خردادماه، کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران، یک روز پس از هجوم ماموران اطلاعات سپاه، با دستور این نهاد اطلاعاتی تعطیل شد. رهبران کلیسای جماعت ربانی در ایران با فشار نیروهای امنیتی مبنی بر ممنوعیت ورود مسیحیان غیرارمنی و آسوری به این کلیسای قدیمی و نیز عدم برگزاری جلسات دعا به زبان فارسی روبه‌رو شده بودند.Mostafa-Bordbar-300x300

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

دستور اطلاعات موجب تعطیل جلسه هفتگی کلیسای مرکز شد

دستور اطلاعات موجب تعطیل جلسه هفتگی کلیسای مرکز شد

on 30 فروردين 1392.

مامور حکومت به این بهانه خواهان تعطیلی سرویس هفتگی کلیسا شده بود که آن روز مصادف با «سوگواری فاطمیه» است! مسیحیان ایران نگران فشارهای روز افزون بر کلیساهای رسمی کشور هستند و این درخواستها را بهانه جوئی می دانند.

به گزارش خبرنگاران شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از منابع مسیحی پایتخت، روز یک شنبه این هفته ( 26 فروردین برابر 14 آپریل 2013) جلسه سرویس هفتگی کلیسای جماعت ربانی مرکز به خاطر دستور تلفنی نیروهای امنیتی  تشکیل نشد و درهای کلیسا بسته ماند.

این منابع به خبرنگار اف سی ان گفتند: چند روز قبل از یکشنبه  یکی از ماموران شناخته شده رابط اطلاعات سپاه و ارشاد اسلامی به نگهبانی کلیسا زنگ زد و این دستور را ابلاغ نمود. او به این بهانه خواهان تعطیلی سرویس هفتگی کلیسا شده بود که آن روز مصادف با «سوگواری فاطمیه» است!

فاطمیه رسم جدید مراجع مغبون قم

توضیح اینکه «فاطمه» دختر محمد پیامبر اسلام است. روایتهای متعددی درباره نحوه مرگ او در بین مسلمانان وجود دارد. در حالی که بیشتر مسلمانان اعتقاد دارند او به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، برخی مسلمانان به ویژه شیعیان معتقدند که او در اثر ضربات مشکوکی که عوامل «عمر» خلیفه دوم مسلمانان بر او وارد آورده کشته شده است.

در هر صورت این فقط یک روایت است که حتی بین علمای شیعه نیز بر سر آن توافقی قطعی وجود ندارد. هرچند برگزاری مراسم فاطمیه حدود صد سال است که به ابتکار پادشاهان قاجار  در ایران وجود دارد،  اما سوگواری فاطمیه به دلایل سیاسی  در ۱۳ سال اخیر با تحولات مهمی مواجه شد. چند مرجع تقلید شیعه ساکن قم که اکنون متوجه شده اند تا چه حد حکومت جمهوری اسلام باعث بی اعتبار شدن شعائر دینی خود آنها در بین مردم می باشد، به فکر افتاده اند که با عمده کردن فاطمیه بدلی برای عاشورا ایجاد نمایند. عاشورا و محرمی که حالا دیگر کاملا توسط حکومت و مداحان و آخوندهای کارمند حکومت مصادره و ابتکار عملش از دست آنها خارج شده است.

اوج فعالیت  مراجع تقلید سالخورده قم برای این منظور نتیجه اش آن شد که  در تابستان 1378 دولت محمد خاتمی لایحه «تعطیل رسمی فاطمیه» را به مجلس اسلامی برد و تصویب آن را گرفت. به این ترتیب از آن پس این روز تعطیل رسمی اعلام شد.

فشار بر کلیسا ی عیسی مسیح به هر بهانه

منابع مسیحی اضافه می کنند: البته کاملا واضح و روشن است که عنوان کردن این دلایل برای تعطیل کردن جلسه پرستشی یک کلیسا بهانه ای بیش نیست. برای قرنها مسیحیان ایران در کلیساهای رسمی خود با احترام کامل به عقاید مذهبی مردم دیگر و پیروان دین اسلام و به ویژه شعائر دینی مذهب تشیع، به عبادت و پرستش خدای یگانه پرداخته اند و هرگز مشکلی پیش نیامده است.

آنها  این سوال را مطرح می کنند که حالا چطور شده که ناگهان دستگاه امنیتی وابسته به بیت رهبری یعنی سازمان اطلاعات سپاه و ارشاد اسلامی دولت مسئله دار احمدی نژاد یک باره به این فکر افتاده اند که باز بودن کلیساهای رسمی و شناخته شده در تهران و چند شهر دیگر مغایر عزاداری برای دختر پیامبر اسلام است؟

رهبران مسیحی معتقدند: شکی نیست که ماجرا ادامه همان فشارهای گذشته بر کلیساهای رسمی و ساختمانی است که در دو سال گذشته از سوی حکومت مورد شدیدترین بدرفتاری و کنترلها قرار گرفتند.

از دی ماه سال 1390 با هجوم و تعطیلی کلیسای جماعت ربانی اهواز هجوم رسمی حکومت و دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی وابسته به آن علیه کلیساهای رسمی و ساختمانی کشور آغاز شد و تا کنون نیز ادامه دارد. تعطیلی دائم کلیسای جماعت ربانی جنت آباد در تهران، تعطیلی موقت کلیسای انجیلی عمانوئیل تهران و جلوگیری از ورود مجدد کشیش و مشایخ فعال آن به کلیسا، پس از بازگشائی، گذاشتن ماموران ثابت در کلیساهای حوزه اسقفی  اصفهان و شیراز برای کنترل ورود و خروج اعضا و بازدید کنندگان به جلسات و بالاخره اجبار برای ارائه کارت ملی و ثبت مشخصات ایمانداران حاضر در جلسات کلیسائی، نشانه های آشکاری از این فشارهای روز افزون هستند.

دستور تعطیلی کلاسهای آموزشی مخصوص نو ایمانان و کتابفروشی انجیل و کتب مسیحی فارسی زبان در کلیسای جماعت ربانی مرکز، بستن جلسات هفتگی در روز تعطیل جمعه و انتقال آن به روز کاری یک شنبه و احضار و اخطارهای مکرر و پی در پی رهبران و خادمان آن کلیسا، نشانه های روشنی برای این است که عزمی جدی از سوی حکومت برای در دست گرفتن سکان کنترل کلیسای جماعت ربانی و یا تعطیل آن وجود دارد.

بسیاری از رهبران مسیحیان ایران اکنون به  ادامه این وضع به شدت انتقاد دارند. آنها نگران هستند که تعطیلی جلسات رسمی عبادت خداوند در کلیساهای رسمی و دارای مجوز به بهانه های مختلف نشانه ای از عزم جدی تر حکومت اسلامی برای محدود کردن هرچه بیشتر کلیساهای مسیحی و درنهایت بستن در آنها برای همیشه باشد. پروژه ای که  محمود احمدی نژاد رئیس دولت  8 سال قبل در آغاز دوره زمامداریش وعده آن را داد.

احمدی نژادی  که حالا پس از هشت سال خود حکومتی ها می گویند  فاسد است و همکارانش  را منحرف می خوانند

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

حمله به کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران و بازداشت مسیحیان

حمله به کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران و بازداشت مسیحیان

on 31 ارديبهشت 1392.

گفته می شود در این یورش سازماندهی شده حداقل ده نفر از جمله کشیش «روبرت آسوریان»  رهبر گروه الهیات مسیحی آن کلیسا بازداشت شده اند. از جزئیات یورش و دستگیریهای امروز و محل نگهداری بازداشت شدگان هنوز اطلاعات دقیقی در دسترس نیست.

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از منابع مسیحی پایتخت، ساعت 11 صبح امروز سه شنبه 31 اردیبهشت ماه ( 21 ماه می 2013) ماموران امنیتی و اطلاعاتی با یورش به کلیسای جماعت ربانی مرکز واقع در خیابان طالقانی حداقل یک کشیش و کارکنان این کلیسا و همه کسانی را که در محل حضور داشتند با خود به مکان نامعلومی منتقل کردند.

ماموران پس از بازرسی دفاتر و اتاقهای کلیسا برخی اوراق و مدارک ، کتابها و برخی وسایل را نیز با خود از محل خارج کردند.

اخبار تائید شده حاکی از بازداشت کشیش » روبرت آسوریان» معلم و مسئول گروه الهیات مسیحی کلیساهای جماعت ربانی می باشد. برخی منابع بازداشت «کشیش سورن» رهبر کلیسای جماعت ربانی را نیز محتمل می دانند. زیرا ایشان معمولا در این ساعت از روز در دفتر خود شان در کلیسا هستند. در کلیسای مرکز روزانه  حدود پانزده نفر مشغول به خدمت هستند که خداقل ده نفر آنها همیشه حضور دارند.

این حمله از مدتی  قبل قابل پیش بینی بود. چند روز پیشتر رهبران کلیسا برای تبادل نظر و توضیح برخی امور به نهادهای امنیتی فرا خوانده شده بودند. با توجه به درخواست قبلی آنها برای آزاد کردن کشیش فرهاد سبک روح و همسرش ، به آنها گفته شده بود که اگر خودشان داوطلبانه کلیسای مرکز را ببندند، بلافاصله کشیش سبک روح و همسرش آزاد خواهند شد.

در روز 14 اردیبهشت (4 می 2013) کشیش» فرهاد سبک روح»  به همراه همسرش خانم «شهناز جیزان» رهبران کلیسای جماعت ربانی اهواز به دادگاه انقلاب اهواز احضار و مجددا بازداشت شدند. گفته شد بازداشت مجدد این زوج در پی تائید حکم یک سال زندانشان از سوی دادگاه تجدید نظر بوده است.

به احتمال زیاد به دلیل جواب رد رهبران کلیسای جماعت ربانی مرکز به درخواست ماموران امنیتی یورش امروز سازماندهی شده است.

کلیسای جماعت ربانی ابتدا  سال 1955 میلادی ( 58 سال قبل)  در خانه مسکونی یکی از رهبران آن شروع به کار کرد. کم کم این کلیسا که بر اساس آموزه های مسیحی پرشدن از  روح القدس بنیاد شده بود پیشرفت کرد و عده زیادی جذب آن شدند. از این رو ابتدا در نقاط مختلف تهران و بعد چند شهرستان کشور ساختمانهائی را تهیه کردند و کلیساهای رسمی را به ثبت رساندند.

در سالهای پس از انقلاب اسلامی سال 1357 رهبران انقلابی و اسلامی همواره در جهت تضعیف این کلیسا از طریق تهدیدات گوناگون اقدام می کردند. اما در دوسال گذشته فشار بر روی این کلیسا افزایش یافت. مسئولان حکومت از رهبران کلیسای مرکز خواسته اند که از پذیرش مسیحیان غیر قومهای ارمنی و آشوری در کلیسای خود خودداری کنند.

هنوز بسیاری از جزئیات یورش و دستگیریهای امروز و محل نگهداری بازداشت شدگان  اطلاعات دقیقی در دسترس نیست

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

نتیجه هدف خدا در روز پنطیکاس چه بود ؟! عملکرد این هدف امروزه چگونه عمل می کند ؟

نتیجه هدف  خدا در روز پنطیکاس  چه  بود ؟! عملکرد این هدف امروزه چگونه عمل می کند ؟

دوستان  روز پنطیکاس نشان از شکستن دیوار جدایی بین خالق ، مخلوق ، پدر و  فرزند می باشد . از آن روز به بعد قدرت و اقتدار روح القدس در پیروان مسیح  عمل کرده و بارها در طول تاریخ کلیسا ایماندان راستین مسیح این تجربه عظیم و شیرین را لمس و دریافت نموده اند  . این قدرت و اقتدار فقط و فقط برای جلال نام خداست  که نشان از بودن روح حیات در انسان است و این روح حیات از خدای خالق است .  اگر کلام خد ا را از کتاب اعمال رسولان به بعد مطالعه و تعمق نمایم ، متوجه  خواهیم شد که همان روح خدا که در مسیح بود و عمل می کرد ،طبق وعده خدا در  شاگردان مسیح ساکن شد تا ادامه نقشه و کار خدا توسط پیروان مسیح تا  امروز و تا بازگشت ثانویه مسیح انجام گیرد . بهمین منظور تعلیم و شناخت این  اقتدار و قدرت و استفاده از آن برای پیروان عیسی مسیح خداوند بسیار مهم  است. باید  بدانیم که این قدرت و عطایا برای پیشبرد ملکوت او در نجات دیگر  فرزندان پدر آسمانی باید بکار گرفته شوند نه شخصی و ملکی .
کلام خدا در  قرنتیان اول  باب ۱۲ می فرماید: هرکس  را ظهور روح بجهت منفعت عطا می شود،  یعنی روح القدس به هر ایمانداری یک و  یا چند عطیۀ روحانی هدیه می کند. چرا  روح القدس این برکات را به  ایمانداران می بخشد؟ دلیل این امر منفعت همۀ کلیسا است.اول اینکه هر ایماندار مسیحی از یک یا چند عطای  روحانی برخوردار است، و یا منظور از هر  کس اینست که هر ایمانداری که عطای روح القدس را داشته باشد، آن عطا را به  منظور پیشبرد نقشه نجات دیگران از هلاکت به حیات ابدی ، دریافت کرده است.   
اما این قدرتها و عطایای  روح القدس کدامند؟  در رومیان ۱۲: ۳-۸؛ اول قرنتیان ۱۲: ۲۸؛ و افسسیان  ۴:  ۱۱، پولس رسول تعلیم عالی در زمینه عطایای روح القدس به ما می آموزد .  نخستین عطیه ای که پولس معرفی می کند کلام حکمت  است. همه عطایا مهم  هستند ولی پولس اولین آن را با عطیه حکمت شورع می کند . «کلام حکمت» با  داشتن حکمت معمولی که از تجربه و تعلیم بدست آمده و  حکمتی که اگر کسی از  خدا تقاضا کند بوی داده می شود (یعقوب ۱: ۵)، متفاوت  است. «کلام حکمت»  عبارت است از حکمت خاصی که بواسطۀ روح القدس به جهت حل  مسائل روحانی کلیسا  بخشیده می شود. پس متوجه می شویم که این عطا بسیار مهم و بنیادی بر  ایمانداران است . چه زیباست در دعاهایمان اولین عطایا را برای جلال نامش و  پیشبرد ملکوت نور » کلام حکمت » باشد .
عطای دوم کلام  علم است که  عبارت است از علم و آگاهی خاصی و مافوق الطبیعه ای در مورد  مسئله و یا مشکل  خاصی به جهت حل آن. مثلاً اگر کسی بیماری و یا گرفتاری  روحانی داشته باشد،  روح القدس ممکن است به یکی از براردان و یا خواهران  «کلام علم» عطا کند تا  کلیسا به عمق مسئله پی برده، برای حل آن اقدام کند.  و یا اینکه ممکن است  کسی در گناه مخفی زیست می کند. و گناهان او باعث  بیماری بدن کلیسا گردیده  باشد. در این صورت، روح القدس ممکن است به یک یا  چند نفر از اعضای کلیسا  «کلام علم» هدیه کند تا اینکه بتوانند با مسئلۀ  مذکور روبرو شده، آن را حل  کنند (اعمال ۵: ۱-۱۱). پس این عطا هم جایگاه  دوم را دارد . 
   
عطای سوم،» ایمان  »  است. لازم به تذکر است که عطای ایمان، با ثمره روح القدس » ایمان »   متفاوت می باشد.  در  اینجا منظور از عطای ایمان، تجهیزی است که خدا به  بعضی از ایمانداران خود  به منظور انجام اعمال و کارهایی که نیازمند ایمان  خاصی است عطا می فرماید.  بعنوان مثال، اگر ایمانداری محتاج به چیزی مثلاً  پول، شفا، کار، مسکن، و یا  غیره باشد؛ روح القدس ممکن است یک یا چند نفر  از ایمانداران را با «عطای  ایمان» مجهز کند تا اینکه ایشان به کمک «عطای  ایمان» بتوانند برای آن برادر  یا خواهر دعا کنند و یا ایشان را تقویت و  تشویق نمایند. معمولاً این عطای  ایمان، بیشتر نه به خاطر نفع شخصی، بلکه  به جهت منفعت دیگر اعضای کلیسا  بخشیده می شود (مرقس ۱۱: ۲۲-۲۳). پس در  چایگاه خود این عطیه هم بسیار مهم و ضروری است
چهارمین مورد از عطای روحانی نعمتهای  شفا دادن  می باشد. این عطای روحانی جهت شفا دادن افرادی که بیمارند و یا  صدمه دیده  اند داده می شود. زمانی که این عطای روحانی بکار برده شود، فرد  بیمار بطور  معجزه آسا و بدون نیاز به پزشک و دارو و غیره شفا می یابد و  روح القدس تنها  عامل شفای آن فرد بیمار خواهد بود. در بعضی مواقع، جهت  شفای فرد محتاج،  ممکن است دو عطیۀ «ایمان» که خدا آن بیماری را شفا خواهد  داد و عطیۀ  «نعمتهای شفا دادن»؛ باهم درکار باشند. 
 
 پنجمین عطیه، عطای قوّت  معجزات  است. این عطا با نعمت شفا دادن امراض متفاوت می باشد. در عهد  جدید، «قوت  معجزات» بیشتر در مواقع بسیار خاص و به جهت تنبیه و متألم  ساختن و یا حتی  صدمه رساندن به فردی داده شده است. مثلاً، ممکن است «قوت  معجزات» جهت کور  ساختن، لال ساختن و یا حتی کشتن خائنین و مزاحمین بکار  گرفته شود (اعمال ۵:  ۵؛ ۱۳: ۶-۱۲). باید توجه داشت که حتی در این موارد،  «قوت معجزات» به جهت  بنای کلیسا و بخشیدن نعمات و برکات داده می شود.  مثلاً زمانی که عیسی مسیح  برروی زمین و بصورت یکی از ما انسانها در میان  ما زندگی می کرد، از قوت  معجزات جهت تبدیل آب به شراب و خوراک دادن به  هزاران نفر استفاده نمود  (مرقس ۶: ۳۰-۴۴؛ یوحنا ۲: ۱-۱۱).
از ششمین عطایای روح القدس عطای نبوت است. این زمانی است که شخصی کلام خاصی از سوی خدا دریافت می کند و یا دربارۀ وقایع آینده پیش گویی و پیش بینی می نماید. 
هفتمین عطیۀ ، عطای تمیز  ارواح  است. عطای «تمیز ارواح» جهت شناختن و تشخیص ارواح ناپاک و آزاد  ساختن  کسانی که در بند و مورد آزار این ارواح قرار دارند، مورد استفاده  قرار می  گیرد. همچنین این عطیه ممکن است به منظور تشخیص و مقابله با  کارهای شیطان  مورد استفاده قرار گیرد (متی ۲۴: ۲۴؛ دوم قرنتیان ۱۱:  ۱۳-۱۵).
هشتمین عطیۀ ، عبارت از اقسام  زبانها،  یعنی تکلم به زبانهای دیگر است (اول قرنتیان ۱۴: ۲). این عطیه  دارای دو  جنبه و دو شکل می باشد. یکی قدرت تکلم به زبانهای مردم کشورها و  زبانهای  دیگر است (اعمال ۲: ۴-۱۲). جنبه دیگر این قوت، تکلم به  زبانهای  غریب و ناشناخته است، و بوسیلۀ دانش طبیعی قابل درک نمی باشند  (اعمال ۱۹:  ۶؛ اول قرنتیان ۱۴: ۲، ۹، ۱۹) در هر  صورت، کسانی که عطای زبانها را دریافت  کرده اند، بوسیلۀ قوت روح القدس قادر  به تکلم به زبانهایی که نیاموخته  اند خواهند بود. 
این  روح القدس است  که از زبان و بوسیلۀ دهان گوینده ای که عطای زبانها را  دارد، تکلم می کند.  ولی متکلم به زبانها، بردهان و زبان خود کنترل داشته و  قادر است که در  مواقع مناسب و لازم، به زبانها تکلم کند. زمانی که فردی  به زبانها تکلم می  کند، افراد حاضر و شنوندگان، از حضور روح القدس بهره  مند شده، از حقیقت  حضور روح خدا درمیانشان برکت خواهند گرفت. تکلم به  زبانها، جیغ کشیدن و یا  تکرار عبارات «من درآوردی» نیست، بلکه گویش به  زبانهای غریبی است که روح  القدس به گوینده عطا می فرماید. دوستان در این  باب تجهیز پیشنهاد می کنم حتما رساله اول قرنتیان باب چهارده را عمیق  مطالعه کنید تا در این باب عطیه  با تعالیم اشتباه به باورهای غلط و  متاسفانه مضر برای کلیسا ، دچار نگردیم .
  
ترجمۀ  زبانها، نهمین و آخرین  عطیه ای است که پولس رسول در این قسمت بما معرفی  می کند. زمانی که کسی در  کلیسا و یا جماعت ایمانداران با زبانها تکلم کند،  بایستی کسی آن کلمات غیر  قابل تفهیم را برای استفاده و بنای ایمانداران  ترجمه کند تا اینکه پیام روح  القدس در اختیار شنوندگان قرار گیرد. اگر  ترجمه در کار نباشد، کلسا و  ایمانداران قادر به دریافت و درک پیام روح  القدس نخواهند بود (اول قرنتیان  ۱۴: ۵-۶، ۱۳). در بعضی موارد، روح القدس  به یک نفر هر دو عطیۀ زبانها و  ترجمۀ آنها را می بخشد. تکلم به زبانها و  ترجمۀ توأمان آن کلمات هم ردیف  کلام نبوت می باشد . یعنی خداوند با آن  پیغام و نقشه و فرمان خود را به بدن خود فرزندان اعلام می نماید (اول  قرنتیان ۱۴: ۴-۶، ۱۳). دوستان همیشه دعا کنیم که بهمراه عطای زبانها ،  ترجمه آن را هم به کلیسا هدیه کند . این عطایا با هم لازمه کلیسا هست . اگر  ترجمه کننده ای برای عطای زبانها نباشد ، فقط برای پرستش و جلال خداوند  استفاده می شود و پولس تعلیم می دهد که بهتر است در جمع ایمانداران در دل و  به آرامی اعلام شود . 
در  پایان ؛ گلهای باغ پدر آسمانیم ، تمامی این عطایا توسط روح القدس برای  پیشبرد ملکوت و نجات جانها و جلال نام خود به ایماندان اهدا گردیده است و  آن عطایا با به صلاحدید روح القدس بحسب ارادۀ خود (روح القدس) تقسیم  می کند.  بنابراین، نباید بخاطرداشتن این و یا آن عطیه، بین ایمانداران  فرق و تبعیض  قائل شد. دوستان باز تکرار می کنیم، تمامی هدایا و برکات روح  القدس، بخاطر بنا و تحکیم کلیسا و  ایمانداران و شهادت به جهان و پیشبرد  ملکوت خدا عطا شده و عطا می شود. اگر  کسی از عطای روح القدس به جهت منافع  شخصی، بلند کردن مقام خود، تحقیر  دیگران و ایجاد تفرقه و شکاف در کلیسا  استفاه کند، در آن صورت همچو شخصی  است که عطای روح القدس را مورد سوء  استفاده قرار داده است. او باعث رنجش  خدا و تضعیف کلیسای وی خواهد شد.  برعکس، عطایای روح القدس بایستی همیشه با  محبت و روحیۀ یگانگی و اتحاد با  دیگر ایمانداران مورد استفاده قرار گیرد.  یک خطر بزرگ در رابطه با عطایای  روحانی وجود دارد و آن اینست که ابلیس و  قوای شیطانی قدرت تقلید و کپی  کردن عطایای روح القدس را دارا بوده، از این  قدرت جهت فریب و گمراهی برخی  از ایمانداران ساده دل استفاده می کنند. در  این راستا، ما ایمانداران  بایستی مراقب و هوشیار بوده، از عطای تمیز ارواح  امداد واستفاده بجوییم.  بعضی اوقات ممکن است عوامل شیطان از عطایایی، مانند  نبوت، زبانها، و حتی  شفا جهت گمراهی ایمانداران استفاده کنند.هشیار و بیدار باشیم که شیطان قدرت   دارد که ایماندارانی را که فقط چشم به ظاهر دارند فریب دهد، چه آنکه قوات   شیطان می توانند ظاهری کاملاً مشابه با عطایای روح القدس داشته باشد  (مرقس  ۱۳: ۲۲). ولی در نهایت، قوات شیطانی همیشه به  انهدام و خرابی خواهد  انجامید زیرا که تنها سرمنشأ برکات روحانی خدا است و  بس.
قدرتی  که در روز عظیم پنطیکاس به پیروان مسیح عطا شد نشان از پیوند سر بر بدن  بود، و از آن تاریخ به بعد اعضای این بدن همه با هم در اتحاد در یک روح و  راستی مطیع سر ( عیسی مسیح) بوده و از قدرت و فرمان او برای اهداف نیکو و  پسندیده خداوند در کار بوده و خواهند بود .  معمولاً ایمانداران ( بدن مسیح  ) کلیسا ، یک یا دو عطیۀ خاصی از روح القدس دریافت می  کنند، حال آنکه  رسولان جهت اثبات رسالت خود به بیش از یک یا دو برکت و عطیه  مجهز بودند  (دوم قرنتیان ۱۲: ۱۲). به کمک این عطایای روح القدس بود که  رسولان مسیح  توانستند کلیسای مسیح را در ظرف مدت کمی در تمامی امپراطری روم  بنا کنند.  پس جای تعمق و دعا در درخواست از روح القدس دارد که همه ما ایمانداران از  دل ، اراده پدر آسمانی را بعنوان یک ظرف نیکو برای مصارف نیکوی او در روح و  راستی بطلبیم . آمین 

در قدرت و پُری روح القدس خداوند از حال تا ابدلااباد باشید . آمین 

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید