ابراهيم فيروزي وحكم زندان

حکم پنج سال زندان ابراهیم فیروزی،نوکیش مسیحی تایید شد
حکم پنج سال زندان ابراهیم فیروزی، نوکیش مسیحی توسط دادگاه تجدیدنظر تایید شده است.

وبسایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران روز سه‌شنبه هشتم فروردین گزارش داد دادگاه تجدیدنظر آقای فیروزی ۲۵ دی ماه گذشته تشکیل شده و حکم پنج سال زندان تعزیری ابراهیم فیروزی را تایید کرده است.

آقای فیروزی فروردین ۱۳۹۴ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به اتهام «تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت کشور» به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

این شهروند مسیحی سال ۹۲ نیز از سوی دادگاه انقلاب شهرستان رباط کریم به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»، «راه اندازی و هدایت تشکل انحرافی بشارتی مسیحیت»، و راه اندازی سایت مسیحی، به یکسال حبس و دو سال تبعید به شهرستان سرباز واقع در استان سیستان و بلوچستان از استانهای محروم کشور محکوم شده بود.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر، به نقل از نزدیکان آقای فیروزی نوشت بازجویی‌های او در زندان اوین با «توهین و تفتیش عقاید» برای گرفتن اعتراف اجباری همراه بوده است. بازجویان همچنین به مسائلی پرداخته‌اند که آقای فیروزی قبلا برای آن بازجویی و محاکمه شده بود.

نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر همواره جمهوری اسلامی را به بدرفتاری با اقلیت‌های مذهبی و قومی متهم کرده‌اند. ایران در چندین مورد نوکیشان مسیحی و شهروندان بهایی را بازداشت و به زندان‌ محکوم کرده است.

منبع:‌صدای آمریکا

Advertisements
نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

تعميد

برای گرفتن غسل تعمید
توبه به درگاه خداوند میکنیم
و خداوند نیز از طریق آب توبه ، ندامت ما را میپذیرد و میفرماید
شما فرزندان عزیز من هستید از امروز تا انتهای دنیا ، تا ابدیت همراهی تان میکنم

بعد از غسل تعمید پرده ای که بین انسان و خداوند است برداشته
و یک رابطه ی مستقیم بین خداوند و بنده برقرار میشود

 

تعمید بهترین هدیه خداوند به بنده اش است

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

همانگونه که می دانیم میسحیت مذهبی شاد و پر از عشق و شور محبت است از این رو اعیاد و رویداد های مهم و شادی در آن وجود دارد که برایتان برخی از مهمترین های آن را بازگو خواهم کرد:

عید پاک یا عید قیام، مهمترین عید مسیحیان به شمار میرود. عید پاک با رستاخیز و قیام مسیح پیوند خورده است ، در این روز مسیح پس از اینکه به صلیب کشیده شده بود ، دوباره زنده شد و برخاست ( رستاخیز ). به عید پاک، در انگلیسی Easter و در آلمانی Ostern گفته می‌شود . عید پاک در پایان هفتهٔ مقدسی است که عیسی مسیح وارد اورشلیم می‌شود و توسط سربازان رومی و سران مذهبی آن دوران دستگیرو پس از تحمل رنج و سختی‌های فراوان بر فراز تپه جلجتا در اورشلیم مصلوب می‌شود. زمان این عید هر سال بین ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل تغییر می‌کند .

کریسمَس یا نوئل نام جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامیداشت زادروز مسیح برگزار میشود در روز ۲۵ دسامبر یا ۶ ژانویه بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان ، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری نیز آنرا در شامگاه روز ۲۴ دسامبر برگزار میکنند. همچنین اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان عید میلاد جشن میگیرند. برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین، سرزمین مقدس (ناحیه تاریخی فلسطین) و دیگر مکانها، به سبب پیروی از گاهشماری یولیانی، جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا میدارند. اعضای کلیسای ارامنه طبق سنت منحصر به فردی روز ششم ژانویه را به عنوان روز میلاد و همچنین روز غسل تعمید مسیح در یک روز جشن میگیرند.

عید پنطیكا هر يکشنبه بين ۱۰ مه و ۱۳ ژوئن. اين روز که هفت هفته پس از روز عيد پاک واقع مى‌شود، روز نزول روح‌القدس بر حواريون عيسى مسیح است. اين روز در عين حال روز آغاز فعاليت کليسا بر زمين است. گفته مى‌شود نام انگليسى اين عيد ”ويت‌ساندي“ (Whit Sunday) و در واقع White Sunday يعنى ”يکشنبهٔ سپيد“ بوده که از نام جامهٔ سپيدى که تعميدشدگان جديد مى‌پوشيده‌اند برگرفته شده است. ويت ماندى (Whit Monday) در بسيارى از کشورهاى مسيحى روز تعطيل عمومى است .

البته اعیاد دیگری نیز هست که نام آنها را برایتان خواهم نوشت ولی پر اهمیت ترین آنها همان سه مورد بالاست.

عروج مریم مقدس در روز پانزدهم آگوست برابر باب بیست و چهار مردادهر سال به مناسبت عروج مریم مقدس به ملکوت آسمان جشن گرفته می شودو در آن روز خداوندبزرگ را برای این فیض مقدس سپاسگزاری می کنیم.

عید کوچک روز ششم ژانویه روزی که عیسی مسیح ظهور کرد و توسط یحیی تعمید گرفت .

 

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

بلاتکلیفی و بی خبری از وضعیت پنج شهروند مسیحی در زندان اوین خانواده

خانواده پنج مسیحی بازداشت شده در فیروزکوه نگرانند که طولانی شدن روند بازداشت و بلاتکلیف گذاشتن آنها در زندان منجر به پرونده سازی علیه آنان، و یا تحت فشار روحی و روانی بر بازداشت شدگان آنچه که مورد نظر و هدف بازجویان است برسند و پرونده با این روش تکمیل و به دادگاه ارسال شود.

به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران «محبت‌نیوز» از جمله ضعف‌های اساسی نظام قضایی و دادرسی جمهوری اسلامی بلاتکلیف گذاشتن بازداشت‌شدگان سیاسی و عقیدتی است. کم نیستند آنهایی که هفته‌ها و ماه‌ها در زندان بودند اما تفهمیم اتهام نشدند.

با وجود اینکه بازداشت پنج شهروند مسیحی در فیروزکوه وارد اولین ماه خود می‌شود آنها همچنان در اوین تفهیم اتهام نشدند و بلاتکلیف در بازداشت به سر می‌برند. این وضعیت منهای فشار روحی و روانی که به فرد بازداشت شده و خانواده او وارد می‌ شود از نظر حقوقی نیز افراد را با مشکلات عدیده روبه رو می‌کند که اصلی‌ترین آن عدم دسترسی به وکیل است و طبق روال حتی وکلای بانفوذ هم عنوان می‌کنند در این مرحله نمی‌توانند به پرونده ورود کنند.

پنجم شهریور ماه سالجاری نیروی انتظامی به باغی در فیروزکوه حوالی تهران هجوم برده و ۱۷ تن از شهروندان مسیحی را در آن مکان بازداشت کرد که از این بین؛ ” رامئیل بت تمرز”، ” امین افشارنادری”، “هادی عسکری”، “محمد دهنوی” و “امیرسامان دشتی”، پنج مسیحی میان بازداشت شدگان بودند که به اوین منتقل شدند و خانواده‌های آنان تا مدت‌ها حتی نمی‌دانستند این افراد به کجا منتقل شدند.

بعدها از میان این پنج مسیحی بازداشت شده سه تن از آنان اجازه پیدا کردند تنها دقایق کوتاهی با خانواده های خود صحبت کنند و اطلاع دهند که در اوین بازداشت هستند.

از طرفی گزارش شده باغی که آنها در آن مهمان بودند توسط پلیس توقیف شده و تعدادی حیوان در آن رها کردند تا مالک حق ورود نداشته باشد. در مقابل در ورودی باغ نیز بنری نصب شده که روی آن خبر توقیف آن به اطلاع عابرین و اهالی محل رسانده شود.

در همین زمینه: بازداشت جمعی از مسیحیان در فیروزکوه، نگرانی از پرونده‎سازی علیه آنان !
بلاتکلیف گذاشتن بازداشت‌شدگان امری غیرقانونی است، اما این فرصت را به بازجو می‌دهد تا مدت طولانی افراد را تحت بازجویی قرار دهند و یا آنها را تحت فشار روحی و روانی بگذارند تا به آنچه مورد نظر بازجوست برسد و پرونده با این روش تکمیل و به دادگاه ارسال شود. شایان ذکر است که این روشی معمول برای پرونده سازی علیه متهمین در جمهوری اسلامی می باشد.

«رامیئل بت تمرز» از بازداشت‌شدگان فیروزکوه و فرزند کشیش «ویکتور بت تمرز»، رهبر سابق کلیسای آشوری پنطیکاستی شهرآراء تهران که پیش از این پنجم دی ماه ۱۳۹۳ در یک مهمانی خصوصی بازداشت شده بود از وضعیت جسمی مطلوبی برخوردار نیست و زندان و کمبود امکانات درمانی برای او خطر آفرین است.

خانواده برخی از این بازداشت شدگان مسیحی نیز خبر داده‌اند که عدم حضور طولانی بعضی از آنها در محل کارشان باعث اخراج آنان شده‌ است.

«امین افشار نادری» نیز که در سال ۱۳۹۳ با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود حالا به مشکلات تازه‌ای گرفتار شده‌ و وضعیتش حساس‌تر است.

در همین زمینه: اسامی بازداشت شدگان مسیحی در هیچ زندانی به ثبت نرسیده است
در حال حاضر نگرانی خانواده‌های دستگیرشدگان فیروزکوه از این مسئله است که دادگاه برای افزایش اتهامات با توجه به ضبط سه جلد کتاب مقدس و سابقه این افراد برای آنان پرونده سازی مجدد نماید و یا از آنها علیه دیگر هم‌کیشانشان اعتراف بگیرند و برای دیگرانی که مد نظرشان است پرونده سازی نمایند. در این بین وضعیت افرادی که به قید وثیقه آزاد شده بودند از بقیه خطرناک‌تر است.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

جمعه صليب

ورود شاهانۀ عیسی به اورشلیم

یوحنا ۱۲:‏۱۲-‏۱۵ -‏ مَتّی ۲۱:‏۴-‏۹؛

مَرقُس ۱۱:‏۷-‏۱۰؛ لوقا ۱۹:‏۳۵-‏۳۸

۱۲بامدادان، جمعیتی کثیر که برای عید آمده بودند، چون شنیدند عیسی به اورشلیم می‌آید،۱۳شاخه‌های نخل در دست به پیشباز او رفتند. آنان فریادکنان می‌گفتند:

«هوشیعانا!

خجسته باد او که به نام خداوند می‌آید،

خجسته باد پادشاه اسرائیل!»

۱۴آنگاه عیسی کره الاغی یافت و بر آن سوار شد؛ چنانکه نوشته شده است:

۱۵«مترس! ای دختر صهیون،

هان پادشاه تو می‌آید،

سوار بر کره الاغی!»

۱۶شاگردان او نخست این چیزها را درنیافتند، امّا چون عیسی جلال یافت، به‌یاد آوردند که اینها همه دربارۀ او نوشته شده بود و همانگونه نیز با او به‌عمل آورده بودند.

۱۷آن جماعت که به‌هنگام فرا‌خواندن ایلعازَر از قبر و برخیزانیدنش از مردگان با عیسی بودند، همچنان بر این واقعه شهادت می‌دادند.۱۸بسیاری از مردم نیز به همین سبب به پیشباز او رفتند، زیرا شنیده بودند چنین آیتی از او به‌ظهور رسیده است.۱۹پس فَریسیان به یکدیگر گفتند: «ببینید که راه به جایی نمی‌برید؛ بنگرید که همۀ دنیا از پی او رفته‌اند.»

یونانیان در پی ملاقات با عیسی

۲۰در میان کسانی که برای عبادت در عید آمده بودند، شماری یونانی بودند.۲۱آنها نزد فیلیپُس، که اهل بیت‌صِیْدای جلیل بود، آمدند و به او گفتند: «سرور ما، می‌خواهیم عیسی را ببینیم.»۲۲فیلیپُس آمد و به آندریاس گفت، و آنها هر دو رفتند و به عیسی گفتند.۲۳عیسی به آنان گفت: «ساعتِ جلال یافتن پسر‌انسان فرا‌رسیده است.۲۴آمین، آمین، به شما می‌گویم، اگر دانۀ گندم در خاک نیفتد و نمیرد، تنها می‌ماند؛ امّا اگر بمیرد بارِ بسیار می‌آورد.۲۵کسی که جان خود را دوست بدارد، آن را از دست خواهد داد. امّا کسی که در این جهان از جان خود نفرت داشته باشد، آن را تا حیات جاویدان حفظ خواهد کرد.۲۶آن که بخواهد مرا خدمت کند، باید از من پیروی کند؛ و جایی که من باشم، خادم من نیز خواهد بود. کسی که مرا خدمت کند، پدرم او را سرافراز خواهد کرد.

عیسی از مرگ خود سخن می‌گوید

۲۷«اکنون جان من مضطرب است. چه بگویم؟ آیا بگویم، ”پدر! مرا از این ساعت رهایی ده“؟ امّا برای همین منظور به این ساعت رسیده‌ام.۲۸پدر، نام خود را جلال ده!» آنگاه ندایی از آسمان دررسید که: «جلال داده‌ام و باز خواهم داد.»۲۹پس مردمی که آنجا بودند و این را شنیدند، گفتند: «رعد بود.» دیگران گفتند: «فرشته‌ای با او سخن گفت.»۳۰عیسی گفت: «این ندا برای شما بود، نه برای من.۳۱اکنون زمان داوری بر این دنیاست؛ اکنون رئیس این جهان بیرون افکنده می‌شود.۳۲و من چون از زمین برافراشته شوم، همه را به‌سوی خود خواهم کشید.»۳۳او با این سخن، به چگونگی مرگی اشاره می‌کرد که انتظارش را می‌کشید.۳۴مردم گفتند: «بنا‌بر آنچه از تورات شنیده‌ایم، مسیح تا ابد باقی خواهد ماند، پس چگونه است که می‌گویی پسر‌انسان باید برافراشته شود؟ این پسر‌انسان کیست؟»۳۵عیسی به ایشان گفت: «تا اندک زمانی دیگر، نور با شماست. پس تا زمانی که هنوز نور را دارید، راه بروید، مبادا تاریکی شما را فرو‌گیرد. آن که در تاریکی راه می‌رود، نمی‌داند کجا می‌رود.۳۶تا زمانی که نور را دارید، به نور ایمان آورید تا فرزندان نور گردید.»

چون این سخنان را گفت، از آنجا رفت و خود را از ایشان پنهان کرد.

بی‌ایمانی مردم

۳۷با اینکه عیسی آیاتی چنین بسیار در برابر چشمان آنان به‌ظهور رسانیده بود، به او ایمان نیاوردند.۳۸بدینسان سخنان اِشَعْیای نبی به حقیقت پیوست که گفته بود:

«کیست، ای خداوند، که پیام ما را باور کرده،

و کیست که بازوی خداوند بر او آشکار شده باشد؟»

۳۹همانگونه که اِشَعْیای نبی خود در جایی دیگر بیان کرده است، آنان نتوانستند ایمان آورند، زیرا:

۴۰«او چشمان ایشان را کور،

و دلهایشان را سخت کرده است،

تا با چشمان خود ننگرند،

و با دلهای خود درنیابند،

و بازنگردند تا شفایشان بخشم.»

۴۱اِشَعْیا از آن‌رو این را بیان کرد که جلال او را دید و دربارۀ او سخن گفت.

۴۲با اینهمه، حتی بسیاری از بزرگان قوم نیز به عیسی ایمان آوردند، امّا از ترس فَریسیان، ایمان خود را اقرار نمی‌کردند، مبادا از کنیسه اخراجشان کنند.۴۳زیرا تحسین مردم را بیش از تحسین خدا دوست می‌داشتند.

۴۴آنگاه عیسی ندا درداد و گفت: «هر‌که به من ایمان آوَرَد، نه به من، بلکه به فرستندۀ من ایمان آورده است.۴۵هر‌که بر من بنگرد، بر فرستندۀ من نگریسته است.۴۶من چون نوری به جهان آمده‌ام تا هر‌که به من ایمان آوَرَد، در تاریکی نماند.۴۷اگر کسی سخنان مرا بشنود، امّا از آن اطاعت نکند، من بر او داوری نمی‌کنم؛ زیرا نیامده‌ام تا بر جهانیان داوری کنم، بلکه آمده‌ام تا آنها را نجات بخشم.۴۸برای کسی که مرا رد کند و سخنانم را نپذیرد، داوریْ دیگر هست؛ همان سخنانی که گفتم در روز بازپسین او را محکوم خواهد کرد.۴۹زیرا من از جانب خود سخن نگفته‌ام، بلکه پدری که مرا فرستاد به من فرمان داد که چه بگویم و از چه سخن برانم.۵۰و من می‌دانم که فرمان او حیات جاویدان است. پس آنچه من می‌گویم درست همان‌چیزی است که پدر گفته است تا بگویم.»

۱۳
شستن پاهای شاگردان

۱پیش از عید پِسَخ، عیسی با آگاهی از اینکه ساعت گذار او از این جهان به نزد پدر فرا‌رسیده است، کسان خود را که در این جهان دوست می‌داشت، تا به حد کمال محبت کرد.

۲هنگام شام بود. ابلیس پیشتر در دل یهودای اِسْخَریوطی، پسر شَمعون، نهاده بود که عیسی را تسلیم دشمن کند.۳عیسی که می‌دانست پدر همه‌چیز را به‌دست او سپرده است و از نزد خدا آمده و به نزد او می‌رود،۴از شام برخاست و خرقه از تن به‌در آورد و حوله‌ای برگرفته، به کمر بست.۵سپس آب در لگنی ریخت و شروع به شستن پاهای شاگردان و خشک کردن آنها با حوله‌ای کرد که به کمر داشت.۶چون به شَمعون پِطرُس رسید، او وی را گفت: «سرور من، آیا تو می‌خواهی پای مرا بشویی؟»۷عیسی پاسخ داد: «اکنون از درک آنچه می‌کنم ناتوانی، امّا بعد خواهی فهمید.»۸پِطرُس به او گفت: «پاهای مرا هرگز نخواهی شست!» عیسی پاسخ داد: «تا تو را نشویم سهمی با من نخواهی داشت.»۹پس شَمعون پِطرُس گفت: «سرور من، نه‌تنها پاهایم، که دستها و سرم را نیز بشوی!»۱۰عیسی پاسخ داد: «آن که استحمام کرده، سراپا پاکیزه است و به شستن نیاز ندارد، مگر پاهایش. باری، شما پاکید، امّا نه همه.»۱۱زیرا می‌دانست چه کسی او را تسلیم دشمن خواهد کرد، و از همین‌رو گفت: «همۀ شما پاک نیستید.»

۱۲پس از آنکه عیسی پاهای ایشان را شست، خرقه بر تن کرد و باز بر سفرۀ شام نشست. آنگاه از ایشان پرسید: «آیا دریافتید آنچه برایتان کردم؟۱۳شما مرا استاد و سرورتان می‌خوانید و درست هم می‌گویید، زیرا چنین هستم.۱۴پس اگر من که سرور و استاد شمایم پاهای شما را شستم، شما نیز باید پاهای یکدیگر را بشویید.۱۵من با این کار، سرمشقی به شما دادم تا شما نیز همانگونه رفتار کنید که من با شما کردم.۱۶آمین، آمین، به شما می‌گویم، نه غلام از ارباب خود بزرگتر است، نه فرستاده از فرستندۀ خود.۱۷اکنون که اینها را می‌دانید، خوشابهحالتان اگر بدانها عمل کنید.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

كتاب مقدس

مجموعه كتب مقدس يهود كه به اختصار« تَنَخ» ناميده مي شود، دربردارنده كتابهايي است كه از طريق مُشِه رَبِنو (حضرت موسي) و ديگر پيامبران الهي به ما یهودیان رسيده و ريشه هايي بس عميق در روح و روان ملت ما دارند، به حدي كه شالوده و اساس معتقدات اخلاقي، رسوم اجتماعي و ايمان يهوديت را تشكيل مي دهند و بدون آنها زندگي و حيات ديني مفهومي ندارد. همه مطالب اين كتابها و حتي نحوه جمله بندي، گزينش واژه ها، حروف و غيره را خداوند متعال به انبيا الهام فرموده است. يهوديان سراسر دنيا اين كتب را مقدس، آسماني و غیر قابل تغییر و تحریف شمرده و به تعاليم آنها كه اصول بنيادين يهوديت است، اعتقاد راسخ دارند. در واقع، هيچ کدام از گروه های يهودي نمي توانند نسبت به اين کتب، بي تفاوت باشد.
تَنَخ يا كتب مقدس يهود، مجموعه اي 24 جلدي و داراي بخشهاي زير است:
الف: تورا،
ب: نِويئيم (انبيا)
ج: كِتوبيم (مكتوبات).

الف) تـورا (تورات) :
تـورا به معناي «شريعت» يا «قانون» و مهمترين قسمت تنخ است كه از جانب خداوند توسط مشه ربنو به ما ابلاغ شده و متشكل از 5 سِفِر (جلد) است. آنها عبارتند از :

1- بِرِشيت (پيدايش)
2- شِمُوت (خروج)
3- وَييقرا (لاويان)
4- بَميدبار (اعداد)
5- دِواريم (تَثْنيه)

تـورا با آفرينش جهان آغاز مي شود و با مرگ مُشِه (حضرت موسي) پايان مي يابد. اين كتاب گاه با بيان تاريخچه، داستان و نحوه زندگي پيامبران و گاهي هم با بيان صريح اوامر و نواهي، راه زندگي صحيح را به ما مي آموزد. نيز همه دستورها و فرمانهايي كه يك يهودي موظف به اجراي آنهاست (613 فرمان)، از آن نشأت گرفته اند.
تـورا راهنماي يهوديان در تمام امور زندگي (در زندگي خصوصي، حيات اجتماعي و اجراي مراسم مذهبي) است. قوانين آن، زندگي زناشويي را مقدس و مُنزه نگه مي دارد، به والدين مي آموزد كه چگونه فرزندانشان را تربيت كنند و به فرزندان ياد مي دهد كه در برابر والدينشان چگونه رفتار نمايند. افزون بر دستورهاي مذهبي، اخلاقي و اصول خانواده، قوانين قضايي و حقوقي؛ مانند قانونهاي مربوط به مالكيت، وراثت، پرداخت غرامت و خسارت، بدهكاري و غيره نيز در تـورا است. اين كتاب آسماني به انسان مي فهماند كه همنوعان خود را دوست بدارد و با آنها در صلح و آرامش زندگي كند. همچنين داراي فرمانهايي است كه به ما مي آموزد چگونه با خواندن نمازها، دستگيري از مستمندان و توبه كردن از اعمال ناپسند به خداوند احترام بگذاريم. اعياد ذكر شده در آن ما را به تاريخ گذشته خود پيوند مي دهد و به خداوند نزديكتر مي گرداند. از تـورا مي آموزيم كه چگونه از دنيا لذت مشروع برده و هدف عالي آفرينش را دنبال كنيم، جلال خداوند را در همه جا احساس كرده و وجود او را پيوسته شاهد و ناظر بر اعمال خويش بدانيم.
انسان همواره از كلمات تـورا الهام گرفته و قوت قلب يافته است. هنگامي كه شادمان است، با سپاسگزاري و دلخوشي به تـورا روي مي آورد.
در وقتي كه افسرده و ناراحت است، براي يافتن اميد و آسايش به سوي تـورا مي رود. زماني كه آشفته و مضطرب است، براي كسب آرامش به تـورا مراجعه مي كند. چنانكه حضرت داويد مي فرمايد: «شريعت (تـوراي) خداوندْ كامل و بدون عيب و نقص است، آرامش دهنده روح (آدمي) است».
تـورا را مشه به بني اسرائيل طي 40 سال (2488-2448 عبري) اقامت در بيابان آموزش داد كه داراي 5845 پاسوق (آيه) و 187 فصل می باشد. و این 187 فصل را به 54 پاراشا(بخش هفتگی) تقسیم کرده اند و هر هفته در روز شبات يك یا دو پاراشا از روي تورای کاشر(معتبر) (تورايي كه بر پوست حيوان حلال گوشت و با دست نوشته شده) قرائت مي شود كه ما بدين وسيله در طول يك سال، حداقل يك بار تـورا را به طور كامل مي خوانيم تا تعاليم آن را فراگرفته و اجرا نماييم .
پنج جلد تورایی که به زبان عبری مورد استفاده قرار می گیرید. در سراسر دنیا یکسان بوده و در این زمینه مطلقاٌ گونه گونی وجود ندارد.
طبق روایت تورات(دواریم فصل 31 آیه 9) حضرت موسی در زمان حیات 13 نسخه کامل از تورات بقلم خود نوشت و پیش از مرگ یک نسخه به عنوان شاهد در کنار صندوق عهد خداوند قرار داد و یک نسخه کامل را نیز به هر یک از دوازده سران اسباط بنی اسرائیل داد شد . بنابراین در طول تاریخ هیچ کدام از اسباط نمی توانستند تغییراتی بر روی نسخه خود بدهند. چراکه بدلیل وجود 12 نسخه دیگر، براحتی تغییرات، افشاء می شده است.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

”ترس خداوند“ چیست؟

در بسیاری از بخش‌های عهدعتیق و مخصوصاً در ادبیات حکمتی به عبارت «ترس خداوند» برمی‌خوریم که ممکن است سؤالاتی در ذهن خوانندگان ایجاد کند که ترس خداوند به چه معنی است و چرا در کتب حکمتی از جایگاه خاصی برخوردار است؟ گریم گُلدزورثی از الاهیدانان برجسته‌ای است که در زمینه الاهیات کتاب‌مقدسی مطالعات زیادی نموده و کتب ارزشمندی را به نگارش درآورده که خوشبختانه یکی از آنها به نام «مکاشفۀ پیشروندۀ خدا در کتاب‌مقدس» به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. این مقاله خلاصۀ بخشی از یکی از کتاب‌های این نویسنده به نام «حکمت و انجیل» است که در اینجا تقدیم خوانندگان گرامی می‌گردد.

برای درکِ بهترِ موضوع «ترس خداوند» باید ابتدا نگاهی به واقعه تاریخی بنای معبد اورشلیم توسط سلیمان پادشاه بیندازیم. کتاب پادشاهان واقعه عظیم بنای معبد اسرائیل توسط سلیمان را روایت می‌کند که از لحاظ تاریخی نقطه عطفی در وعده‌های خدا به قوم اسرائیل محسوب می‌شود. قصد خدا این بود که خدای ابراهیم و نسل او باشد (پیدایش ۱۷:‏۷)، نه به‌عنوان خدایی دست‌نیافتنی و غیر متشخص، بلکه به‌عنوان خدای آسمان و زمین که قصد دارد در میان قوم خود ساکن شود (خروج ۲۵:‏۸). خیمه اجتماع و پس از آن معبد عظیم اورشلیم در نظر اسرائیل مرکز تمامی عالم محسوب می‌شد. اسرائیلیان بر این امر واقف بودند که خدا را نمی‌توان در چارچوبی محدود کرد، چنانکه خود خداوند فرموده بود: «آسمان‌ها کرسی من و زمین پای‌انداز من است، پس خانه‌ای که برای من بنا می‌کنید کجا است؟ و مکان آرام من کجا؟» (اشعیا ۶۶:‏۱). ولی معبد با وجود محدودیت مکانی، به‌صورت نمادین جایی بود که در آن آشتی و مصالحه اسرائیل با خدایش به‌ظهور می‌رسید. در این چشم‌انداز بود که معبد در نظر اسرائیل مفهومی جهانی می‌یافت.
وقتی سلیمان معبد را بنا نمود، مراسم وقف عظیم و پرشکوهی تدارک دید که شرح آن در کتب اول پادشاهان باب ۸ و دوم تواریخ باب ۶ به تفصیل آمده است. پس از قرار گرفتن صندوق عهد در درون قدس‌الاقداس، سلیمان پادشاه در برابر مذبح ایستاد و دعا نمود. در این دعا، سلیمان وعده‌های خدا به پدرش داوود را بازگو نمود که در آن نسل داوود سلطنت خواهند نمود و خدا برای همیشه در میان قوم خود ساکن خواهد گردید. این وعده‌ها مشروط به اطاعت پادشاه و قوم او بود. گناه باید تصدیق و اعتراف می‌شد و با توبه پاک می‌گردید. آنچه سلیمان در دعایش تشریح می‌کرد ادامۀ فرایندِ رحمت و بخشایشی بود که قبلاً بر طبق عهد سینا در اسرائیل منعقد گردیده بود. آنچه در اینجا تازگی داشت این بود که اینک زمان لبریز شدنِ ثمرات فیض فرارسیده بود. وقتی قوم اسرائیل اهمیت معبد را به‌عنوان مکانی بازشناسند که در آن آشتی و احیاء با خدا به‌وقوع می‌پیوندد، به قومی تبدیل خواهند شد که از خدا می‌ترسند و از برکات عهد بهره‌مند می‌شوند (اول پادشاهان ۸:‏‌۳۸-‏‏‏‏‏‏‏۴۰). بدون شک چنین منزلت و مقامی حتی توسط اقوام دیگر نیز به رسمیت شناخته خواهد شد. غریبان و بیگانگان به معبد خواهند آمد و به خدای اسرائیل اعتراف خواهند کرد. بر طبق دعای سلیمان، خدا صدای غیر اسرائیلیان را از آسمان خواهد شنید و با فیض و رحمت خود به ایشان پاسخ خواهد داد تا تمامی ملل روی زمین نام او را بشناسند و از او بترسند (اول پادشاهان ۸‏:‌۴۱-‏‏‏‏‏‏‏۴۳).
اما عبارتِ ”ترس خداوند“ چیست که سلیمان در دعای وقف معبد بدان اشاره می‌کند؟ از مطالعه و تعمق در بخش‌های مختلف کتاب‌مقدس روشن است که چنین ترسی به معنی رُعب و وحشت نیست. بلکه در اینجا ترسی مورد نظر است که آمیخته با حرمت و احترام می‌باشد. ما در بخش‌های دیگر کلام خدا نیز بارها به عبارت ”مترس“ برمی‌خوریم، ولی باید اذعان داشت که نویسندگان کتاب‌مقدس هیچ تضادی بین ”ترس از خداوند“ و کلام تشویق‌کنندۀ ”مترس“ که در آن اطمینان به وفاداری خدا که در بخشش و محافظت او از قومش نهفته بود، نمی‌دیدند. در مقطع زمانی بین واقعۀ خروج و سلطنت سلیمان وفاداری به عهد مد نظر بود و قوم خدا بایستی این وفاداری را در احساس توأم با احترام، نسبت به عظمت و شکوهِ خدایی که خود را در اعمال عجیبش آشکار می‌سازد، نشان می‌داد: «و اسرائیل آن کار عظیمی را که خداوند به مصریان کرده بود دیدند، و قوم از خداوند ترسیدند، و به خداوند و به بندۀ او موسی ایمان آوردند» (خروج ۱۴:‏۳۱).
خدا محبت خود را در اعمال پرقدرتش در نجات قوم از مصر به نمایش گذاشت. ترس و اعتماد واکنشی بر این عمل رهایی‌بخش خداست. از یک سو شناختِ فیض، محبت و وفاداری مبتنی بر عهد مد نظر است و از سوی دیگر درکِ روشن و واضحی از خشم مقدس و عادلانه خدا علیه مقاومت ملحدانه با اراده‌اش. پس از ۴۰ سال سرگردانی در بیابان موسی آنچه را که خدا در کوه سینا به او فرموده بود یادآوری نمود: «قوم را نزد من جمع کن تا کلمات خود را به ایشان بشنوانم، تا بیاموزند که در تمامی روزهایی که بر روی زمین زنده باشند از من بترسند، و پسران خود را تعلیم دهند» (تثنیه ۴:‏۱۰).
ترس خداوند باید در تلاش قوم در حفظ شرایع خدا و در واکنش وفادارانه به اعمال نجات‌بخشِ او تجلّی می‌یافت: «و تا از یهوه خدای خود ترسان شده، جمیع فرایض و اوامر او را که من به شما امر می‌فرمایم نگاه داری، تو و پسرت و پسر پسرت، در تمامی ایام عمرت و تا عمر تو دراز شود» (تثنیه ۶:‏۲). و یا در این آیه خداوند می‌فرماید: «پس الان ای اسرائیل، یهوه خدایت از تو چه می‌خواهد، جز اینکه از یهوه خدایت بترسی و در همه طریق‌هایش سلوک نمایی، و او را دوست بداری و یهوه خدای خود را به تمامی دل و به تمامی جان خود عبادت نمایی» (تثنیه ۱۰:‏۱۲). و همچنین در این آیه: «از یهوه خدای خود بترس، و او را عبادت نما و به او ملصق شو و به نام او قسم بخور. او فخر توست و او خدای توست که برای تو این اعمال عظیم و مهیبی که چشمانت دیده بجا آورده است» (تثنیه ۱۰‏:‌۲۰-‏‏‏‏‏‏‏۲۱).
مفهوم ترس به‌ معنای احترام به خدا و عهد اوست که باید در اعتماد و اطاعت در مقابل خدایی که وفاداری و امانت خود را به قوم برگزیده‌اش نشان داده به ظهور ‌رسد. چنانکه در آیات قبلی نیز دیدیم ترس خداوند از مکاشفه خدا در کلام و اعمال نجات‌بخشِ او جدایی‌ناپذیر است.
”ترس خداوند“ به‌طور مکرر در ادبیات حکمتی یافت می‌شود: «ترس از خداوند سرآغاز دانش است» (امثال ۱:‏۷). «ترس از خداوند آغاز حکمت است» (امثال ۹:‏۱۰ و مزمور ۱۱۱:‏۱۰). «ترس از خداوند، مربّی حکمت است» (امثال ۱۵:‏۳۳). «اینک ترس خداوند حکمت است» (ایوب ۲۸:‏۲۸). در امثال باب ۲ آیات ۴-‏‏‏‏‏‏‏۶ مرد حکیم از حکمت و فهم می‌گوید: «اگر همچون نقره در پی‌اش باشی و همچون گنج پنهان جستجویش کنی، آنگاه ترس از خداوند را درک خواهی کرد و به شناخت خدا دست خواهی یافت. زیرا خداوند است که حکمت می‌بخشد و از دهان اوست که دانش و فهم بیرون می‌آید». در این کتب گفتارهای حکیمانۀ دیگری نیز در خصوص ترس خداوند یافت می‌شود که می‌توان به این نمونه‌ها اشاره کرد که ترس خداوند نفرت از بدی، بنیان و اساسِ زندگی، و پناهگاه است. این سؤال پیش می‌آید که آیا نویسندگان حکمت این عبارت را در چارچوبِ عهدی‌ که خدا با اسرائیل بسته بود درک می‌کردند یا خیر؟ به‌نظر من جز این نیست. آنان اسرائیلی بودند و با اینکه تاریخ نجات موضوع عمدۀ نگارش آنها نبود، ولی آنان فیلسوفانِ ملحدی نبودند که در مقابله با ایمان مبتنی بر عهد، صرفاً به تفکرات و تجربیات انسانی تکیه کنند. آنان مردان خدایی بودند که در پرتو نورِ مکاشفه‌ای که از خدای خالق آسمان و زمین دریافت کرده بودند در جستجوی کسب دانش و فهم این جهان بودند. اما آنان چگونه ترس خداوند را در تلاش برای دریافت حکمت درک می‌کردند؟
با نگاهی به ابتدای کتاب امثال سلیمان می‌بینیم که ترس خداوند در امثال ۱:‏۷ نقطه اوجِ مقدمه‌ای است که ویراستاران کتاب آن را در شروع این مجموعه درج نموده‌اند. بر فرض که چنین نیز نباشد، یادآوری‌های متعددی که از ترس خداوند در سراسر کتاب به چشم می‌خورد، بر اهمیت این موضوع صحه می‌گذارد. به عقیده من شواهدی که خودِ کتاب امثال ارائه می‌دهد، تصدیقی است بر نیاز مبرم به مکاشفه الاهی برای فهم و درک درست جهان.
با یک بررسی دقیق متوجه می‌شوید که در اینجا به یک مفهوم دوگانه برمی‌خوریم. ترس خداوند به‌عنوان آغاز حکمت اشاره به نقطه شروعی است که از آنجا جستجو برای دستیابی به حکمت آغاز می‌گردد. شخص باید با طرز تفکر تجدیدیافته‌ای که بر اساس مکاشفه خدا از خود در کلام و اعمال نجات‌بخشش در او شکل گرفته است، به جستجوی حکمت بر آید. تنها چنین چشم‌اندازی به ما قابلیت و توانایی می‌بخشد که جهان را آنگونه که حقیقتاً هست بشناسیم. اما با مطالعۀ بیشتر می‌بینیم که جستجوی حکمت، درک کردنِ ترس خداوند است (امثال ۲:‏۵).
در این مورد ترس خداوند به‌عنوان هدف نهایی حکمت قلمداد شده است. شاید چنین برداشتِ دوگانه‌ای را بتوان در مقایسه بین امثال ۹:‏۱۰ و مزمور ۱۱۱:‏۱۰ بهتر تشخیص داد. در هر دو مورد ”ترس خداوند“ به‌عنوان آغاز حکمت ترجمه شده، ولی در این دو بخش دو کلمه عبری برای ”آغاز“ مورد استفاده قرار گرفته است. در آیه اول کلمه عبری (tehilah) است که به معنی نقطه شروع است. در آیه دوم کلمه (reshit) استفاده شده که از کلمه‌ای ریشه گرفته که به معنی سر است. این کلمه مطمئناً همان کلمه‌ای است که در پیدایش ۱:‏۱ به معنی آغاز مورد استفاده قرار گرفته است. و همچنین می‌توان معنی هدف و اصل عمده را از آن استنباط کرد. شاید بتوان از استدلال فوق چنین نتیجه گرفت که ترس خداوند هم به معنی اساس و پایۀ حکمت و هم به معنی هدفِ آن است و این تأییدی است بر تمایز و فرق اساسی خصیصه‌های حکمت اسرائیل با حکمت مللِ خاورمیانه باستان. شک نداریم که قوم اسرائیل با وجود ارتباط با دیگر ملل اطراف خود در زمینۀ رشد و بسط حکمت و تأثیرپذیری از آن، هیچگاه در تفسیر این جهان به مشاهدات خود بسنده نکرد و دیدگاه مبتنی بر مکاشفه‌ خود را از خدای حقیقی و خالق آسمان و زمین از دست نداد.
چنین دیدگاهی باید در ما مسیحیان امروز نیز باشد. مسیحیان اولیه در تبیین و تفسیرِ خلقتِ پیرامونِ خود از دیدگاه‌های یونانی زمان خویش تأثیر زیادی پذیرفته بودند. چرا باید ارتباطی که بین اعمالِ نجات‌بخش خدا و تلاش‌های انسانی در زمینه‌های علوم، رفتارهای بشری، اخلاقیات، حفاظت محیط زیست و روابط اجتماعی وجود دارد ما را به تعجب و حیرت وادار کند؟ باید بپذیریم که توجه ما به آنچه انجیل در مورد معنی بدن‌های‌مان، جهان فیزیکی‌مان، روابط اجتماعی‌مان و ملاحظات سیاسی بیان کرده است بسیار اندک و ناچیز بوده است. شاید زنگ‌خطری همچون واقعۀ ارتداد سلیمان ما را چنان محتاط کرده که از نزدیک شدن به جهان تجربی، مشاهده در ساختارهای آن و حکمت‌اندوزی واهمه داریم. سؤال این است که آیا تنها ارتباط با جهان اطراف برای سلیمان دامی شد که در نتیجۀ آن یافته‌هایش را در حکمت گذشته از دست داد و دلش از ترس خداوند منحرف گشت؟
برای پاسخ به این سؤال باید در زندگی او بیشتر به تأمل و تفحص پرداخت. با اینکه سلیمان با هدف استحکام بخشیدن به مناسبات سیاسی با دیگر ملل، در صحنۀ بین‌المللی به داد و ستد پرداخت، اما به مرور زمان کنترل این ارتباطات از دست او خارج شد و او را به نزدیکی به خدایان بیگانه، شرکت در آیین‌های پرستشی آنان و به‌عبارتی در دام بت‌پرستی کشاند. برای سلیمان فاجعه‌ بود که به‌عنوان شخص اول مملکت عملاً حکم اول ده فرمان را زیر پا بگذارد. همچنین کتاب‌مقدس به‌وضوح گزارش می‌کند که سلیمان با ازدواج‌های مکرر با زنان بیگانه نیز اوضاع خود را وخیم‌تر کرد، زیرا همین زنان بیگانه دلش را از یهوه منحرف ساختند. سیاست کشورداری و ثروت‌اندوزی سلیمان نیز مشکلات زیادی برای او و اسرائیل به بار آورده بود. سلیمان با دربار پُرخرج خود دیگر مردم را در کنار خود نداشت. در دوران او جامعه عملاً به دو قطب فقیر و غنی تبدیل شده بود. همچنین سلیمان برای بنای ساختمان‌ها و کاخ‌هایش مالیات زیادی از مردم مطالبه می‌کرد، چنانکه در دوران او برای اولین بار حتی کارگران اسرائیلی همچون مزدوران خارجی به بیگاری کشیده شدند. شاید همین نگاه اجمالی کافی باشد که تنها عامل سقوط سلیمان را نزدیکی او به جهان اطراف و تأثیرپذیری‌اش از حکمت بین‌المللی ندانیم.

لُب کلام این است که ما به‌عنوان فرزندانِ خدا نباید نزدیکی به جهان با انگیزۀ مشاهده و حکمت‌اندوزی را خطرناک بدانیم. زنگ خطر این است که نباید ”ترس خداوند“ را در این مشاهدات از دست بدهیم. این مسئولیت خطیری است که به‌عنوان مخلوقات خاص الاهی بر عهده داریم و نباید از زیر بارِ آن شانه خالی کنیم. خدا از ما انتظارِ اعتماد و توکل کامل دارد ولی او به ما اجازه نمی‌دهد که وظیفه و مسئولیت خود را در تفسیر و تبیین جهان پیرامون خود نادیده بگیریم، زیرا خدا خود قوه اندیشه و تفکر را در ما نهاده است تا با قرار دادنِ آن در پرتو نور انجیل، به درک و فهمی نائل شویم که جهان را آنگونه که حقیقتاً هست بشناسیم. ترس خداوند هم آغاز حکمت و هم هدفِ آن است و در معنای مسیحی آن، زندگی بر اساس اعتماد به عیسای مسیح است که اول و آخر، کامل‌کننده ایمان ما و منجی جاودانی ماست.

نوشته‌شده در Uncategorized | 5 دیدگاه